السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
114
تفسير الميزان ( فارسي )
با اينكه آن جناب قبل از بعثت هم ايمان به خدا داشته باشد و اعمالش همه صالح باشد ، چون آنچه در اين آيه نفى شده علم به تفاصيل و جزئيات معارفى است كه در كتاب آمده ، و نيز التزام اعتقادى و عملى به آن معارف ، معلوم است كه نفى علم و التزام تفصيلى ملازم با نفى التزام اجمالى به ايمان به خدا و خضوع در برابر حق نيست . با اين بيان ، استدلالى كه بعضى « 1 » به اين آيه كردهاند كه « رسول خدا ( ص ) قبل از بعثت ايمان نداشته » رد مىشود . و نيز ديگر محلى براى آن حرفى كه از بعضى نقل شده كه « رسول خدا ( ص ) قبل از بعثت هم تمامى كمالات علمى و عملى بعد از بعثت را داشته » باقى نمىماند ، چون با ظاهر آيه كه مىفرمايد : « تو قبلا نمىدانستى كتاب و ايمان چيست » منافات دارد . و جاى هيچ شكى نيست كه حال رسول خدا ( ص ) قبل از بعثت با حال آن جناب در بعد از بعثت فرق داشته ، آيه شريفه هم به همين فرق داشتن اشاره نموده ، مىفرمايد : آنچه بعد از نبوت دارا شد خداى تعالى از طريق وحى به او داد ، و خودش در آن دخالتى نداشته . * ( « وَلكِنْ جَعَلْناه نُوراً نَهْدِي بِه مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا » ) * - ضمير در كلمه « جعلناه » به روح برمىگردد . و مراد از اينكه فرمود « من نشاء » در فرضى كه مراد از روح قرآن باشد رسول خدا ( ص ) و مؤمنين به آن جناب خواهد بود ، چون همه آنان از نور قرآن بهره مند شده و اهتداء مىيابند . اين در صورتى است كه بگوييم مراد از كلمه « روح » قرآن باشد ، و اما اگر مراد از آن ، روح امرى باشد ، در آن صورت مراد از كلمه « من نشاء » تمامى انبياء و گروندگان از امتهايشان خواهد بود ، چون خداى تعالى به وسيله وحى اين روح به انبياء دو كار انجام داده ، يكى اينكه انبياء و امتهاى ايشان را به اين وسيله هدايت نموده ، و ديگر اينكه انبياء را تسديد و تاييد نموده و به اعمال صالح هدايت و ارشاد فرموده است . و بنا بر اين فرض ، آيه شريفه در مقام تصديق رسول خدا ( ص ) مىباشد ، آن جناب را در ادعاى رسالتش و اينكه كتابش از ناحيه خدا و به وحى او است تصديق مىكند . و نيز در ادعايش به اينكه خودش به آنچه مردم را بدان دعوت مىكند ايمان دارد ، تصديق مىنمايد . پس در نتيجه آيه شريفه در معناى آيه
--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 25 ، ص 58 .