السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

41

تفسير الميزان ( فارسي )

و روى سخن با هر كسى است كه بشنود ، همانطور كه در آيه * ( « وَتَرَى الْفُلْكَ فِيه مَواخِرَ » ) * كه در آيه قبلى بود ، و نيز در آيه « وَتَرَى الشَّمْسَ إِذا طَلَعَتْ » « 1 » و آيه « وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقاظاً وَهُمْ رُقُودٌ » « 2 » منظور همه كسانى است كه مىتوانند ببينند . بحث روايتى در تفسير قمى در ذيل جمله * ( « كَذلِكَ النُّشُورُ » ) * مىگويد : پدرم از ابن ابى عمير از جميل بن دراج از امام صادق ( ع ) برايم نقل كرد كه فرمود : خداوند وقتى بخواهد خلق را مبعوث كند ، چهل شبانه روز باران بر زمين مىباراند ، در نتيجه مفاصل بدنها جمع شده ، و گوشت بر آنها روييده مىشود « 3 » . مؤلف : در اين معنا تعدادى روايت ديگر نيز هست . و در الدر المنثور است كه : طيالسى ، احمد ، عبد بن حميد ، ابن منذر ، ابن ابى حاتم ، ابن مردويه ، و بيهقى در كتاب اسماء و صفات ، از ابى رزين عقيلى روايت آورده‌اند كه گفت : از رسول خدا ( ص ) پرسيدم خداى تعالى چگونه مردگان را زنده مىكند ؟ فرمود : آيا هيچ از سرزمينهاى بىآب و علف گذشته اى و آيا پس از چندى از همان سرزمين عبور كرده و ديده اى چگونه در همان زمين گياهان روييده و برافراشته‌اند ؟ عرضه داشت ( م ) بلى . فرمود : خداى تعالى مردگان را هم همين طور زنده مىكند ، و قيامت هم همين طور به پا مىخيزد « 4 » . و در تفسير قمى در روايت ابى الجارود ، از ابى جعفر ( ع ) آمده كه فرمود : رسول خدا ( ص ) فرمود : براى هر سخنى مصداقى از عمل است كه يا آن را تصديق مىكند و يا تكذيب ، پس وقتى انسان سخنى بگويد و با عمل خود سخن خود را تصديق كند ، يعنى به گفته خود عمل كند ، آن عمل گفتار او را به سوى خدا بالا مىبرد ، و اگر عملش مخالف گفتارش باشد ، گفتارش را نيز روى عمل خبيثش گذاشته ، در آتش

--> ( 1 ) و مىبينى خورشيد را هنگامى كه طلوع مىكند . سوره كهف ، آيه 17 . ( 2 ) و آنها را بيدار پنداشتى و حال آنكه در خواب بودند . سوره كهف ، آيه 18 . ( 3 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 253 . ( 4 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 245 .