السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
81
تفسير الميزان ( فارسي )
ليكن اين حرف صحيح نيست ، زيرا آنچه از نظر لغت ثابت شده اين است كه رب هر چيزى به معناى مالكى است كه مدبر امر مملوك خود باشد و در آن تصرف كند در نتيجه معناى ربوبيت خصوصىتر از معناى مالكيت است و معناى مالك عمومىتر از معناى رب است . و اگر كلمه رب با كلمه مالك مترادف باشد جواب به سؤال در دو آيه سابق نمىخورد ، چون معناى اينكه سؤال كند : « زمين و هر كه در آن است از كيست » بنا بر قول به ترادف اين مىشود كه « رب زمين و هر كه در آن است كيست » و اين سؤال از مشركين بىجا است ، براى اينكه در جواب مىگويند ما رب زمين و موجودات زمين را آلهه مىدانيم ، آن وقت پاسخ « به زودى خواهند گفت خدا » درست در نمىآيد ، چون پاسخ مشركين اين نيست ، و مشركين ملزم به اين جواب نيستند . به خلاف اينكه از مالك زمين و هر كه در آن است پرسش شود كه مشركين در جواب ناگزيرند بگويند خدا است ، چون آنها نيز مالك و پديد آورنده زمين و زمينيان را خدا مىدانند ، و لذا در پاسخ مجبورند قبول كنند كه مالك خدا است . و بنا بر اين فرض كه گفتيم معناى « رب » اخص از مالك ، و مالك اعم از آن مىباشد ، ممكن است كسى توهم كند كه عين اشكال مذكور ، در آيه مورد بحث نيز وارد است ، براى اينكه در آيه مورد بحث مىپرسد « رب آسمانهاى هفتگانه و زمين عظيم كيست ؟ » تا آنجا كه جواب را حكايت نموده و مىفرمايد « به زودى خواهند گفت از آن خدا است » و بيشتر بتپرستان از صابئىها و غير ايشان معتقدند به اينكه آسمانها و زمين و آنچه در آنها - از آفتاب و ماه و ساير موجودات - هست همه براى خود إله و ربى جداگانه دارند ، پس اگر در پاسخ از سؤال مذكور بخواهند جواب بدهند هرگز نمىگويند « براى خدا است » بلكه مىگويند ربوبيت آسمانها و زمين از آن الهه ما است نه از آن خدا پس پاسخ « * ( سَيَقُولُونَ لِلَّه » ) * درست نيست ، زيرا آنها ملزم و مجبور نيستند اين طور پاسخ دهند تا حجت عليه آنها تمام شود . و براى اينكه كسى چنين توهمى نكند و اشكال را به كلى از ريشه بر طرف سازيم مىگوييم : بحث عميق و تفكر دقيق در معتقدات وثنىها اين معنا را مىرساند كه آنها اساس معتقدات خود را بر پايه هاى منظمى كه همه آن را قبول داشته باشند ننهادهاند ، مثلا امثال صابئين و برهمائيها و بودائيان امور عالم را به چند نوع تقسيم مىكردند ، و براى امور هر يك از آسمانها و زمين و انواع حيوانات و نباتات و دريا و خشكى ، إله و معبودى معتقد بودند ، و به جاى خدا آن را مىپرستيدند و آن إله را شفيع و مقرب درگاه خدا دانسته ، آن گاه مجسمه اى به نام بت براى آن مىتراشيدند ، مجسمه اى كه خصوصيات آن إله را بنا به اعتقادشان واجد باشد .