السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
80
تفسير الميزان ( فارسي )
كه سياق كلام سياق اثبات صحت تمامى تصرفات است ، و آن ملكى كه مجوز تمامى انحاى تصرفات است ملك تكوينى است نه اعتبارى . * ( « سَيَقُولُونَ لِلَّه قُلْ أفَلا تَذَكَّرُونَ » ) * اين جمله پاسخ مشركين را حكايت مىكند ، و آن اين است كه مشركين اعتراف دارند كه زمين و هر كه در آن است مملوك خدا است و نمىتوانند از اعتراف به اين حقيقت شانه خالى كنند ، زيرا ملك حقيقى قائم به غير علت موجده نيست . و چون وجود معلول قائم به وجود علت است و مستقل از آن نيست ، به هيچ وجه از آن بىنياز نيست ، و علت موجده زمين و هر كه در آن است تنها خدا است ، حتى وثنى مسلكها نيز بتها را در اين معنا شريك خدا نمىدانند . و جمله * ( « قُلْ أفَلا تَذَكَّرُونَ » ) * بعد از تماميت جواب ، رسول خدا ( ص ) را امر مىكند كه مشركين را به جرم اينكه بعد از شنيدن حجت بر امكان بعث ، متذكر نشدند سرزنش فرمايد . و معنايش اين است كه به ايشان بگو : بعد از اينكه معلوم شد كه مالك زمين و هر كه در زمين است خدا است باز چرا متذكر نمىشويد ؟ و فكر نمىكنيد كه چون او مالك است ، مىتواند اين تصرف را بكند كه اهل آن را بعد از ميراندن زنده كند ؟ . * ( « قُلْ مَنْ رَبُّ السَّماواتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ » ) * باز به رسول خود دستور مىدهد كه براى بار دوم از ايشان بپرسد : رب آسمانها و رب عرش عظيم كيست ؟ . و منظور از « عرش » آن مقامى است كه زمام تمامى امور عوالم در آنجا جمع است ، و هر تدبيرى از آنجا صادر مىشود ، و اگر كلمه « رب » را تكرار فرمود اين اشاره است به اهميت امر عرش ، و رفعت محل آن ، هم چنان كه آن را به وصف عظيم توصيف فرمود ، و ما بحث پيرامون مساله عرش را در تفسير سوره اعراف در جلد هشتم اين كتاب گذرانديم . مفسرين « 1 » گفتهاند : معناى دو جمله « لمن السماوات السبع » و * ( « مَنْ رَبُّ السَّماواتِ السَّبْعِ » ) * يكى است ، هم چنان كه دو جمله « اين خانه از كيست ؟ » و « صاحب خانه كيست » يكى است و در هر دو از مالك خانه سؤال مىشود و به همين جهت جوابى كه از آنان حكايت فرموده اين است كه « به زودى خواهند گفت از آن خدا است » و اگر فرموده بود : « خداست » هم چنان كه بعضى « للَّه » را « للَّه » قرائت كردهاند ، پاسخ از لفظ و صحيح بود .
--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 18 ، ص 58 و مجمع البيان ، ج 7 ، ص 114 .