السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

79

تفسير الميزان ( فارسي )

به بهشت و گروهى را به دوزخ بردن ، در آوردند چيز ديگرى نيست و برهان عقلى بر آن قائم نمىباشد . بلكه برهان بر خرافى بودن آن هست و آن اين است كه پيغمبران از قديم الأيام همواره اين حرف را به ما مىزدند ، و ما را از به پا شدن قيامت مىترساندند ، در حالى كه سالهاى سال از اين وعده خرافى مىگذرد و قيامتى قائم نشده . اگر اين حرف صحيح است پس چرا واقع نشده ؟ . از همين جا است كه معلوم مىشود اولا اينكه گفتند : « من قبل » براى اين بوده كه زمينه را براى برهانى كه بعدا اقامه كردند فراهم سازند . و ثانيا اينكه كلام ايشان سياق ترقى را دارد ، به همين معنا در آيه قبلى كه مىگفتند : * ( « أإِذا مِتْنا وَكُنَّا تُراباً وَعِظاماً أإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ » ) * اساس حرف ، صرف استبعاد بود كه بعيد است چنين روزى باشد . ولى در آيه مورد بحث مطلب را ترقى داده و مىگويند : اصلا چنين روزى نيست . و در آخر هم ديديد چه برهان سستى بر مدعاى خود اقامه كردند . * ( « قُلْ لِمَنِ الأَرْضُ وَمَنْ فِيها إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ » ) * بعد از آنكه استبعاد ايشان از مساله بعث و سپس انكار آن را نقل كرد ، اينك در اين جمله شروع كرده است به اثبات امكان آن از راه ملكيت و ربوبيت و سلطنت ، و البته روى سخن به وثنى مسلكان است كه منكر قيامتند و در عين حال خدا را قبول دارند و او را پديد آورنده عالم مىدانند ، و رب الارباب و إله آلهه اش مىخوانند ، و مىگويند : تنها آلهه مجازند كه خدا را عبادت كنند ، ولى ما بايد تنها آلهه را عبادت كنيم . آرى ، در اين بيان وجود خداى تعالى مسلم گرفته شده . پس اينكه فرمود : « بگو زمين و آنچه در آن است از آن كيست ؟ » خطابش به رسول خدا ( ص ) است . مىفرمايد : از ايشان بپرس كه مالك زمين و آنچه در آن است - چه انسانها و چه غير انسانها - كيست ؟ و معلوم است كه مقصود از مالك ، مالك قانونى نيست ، بلكه مالك حقيقى است كه وجود مملوك قائم به وجود آن مالك است ، به طورى كه به هيچ وجه و هيچ ناحيه آن از وجود مالك بىنياز و مستقل نيست ، به خلاف ملك قانونى و اعتبارى كه ما افراد بشر اجتماعى ناگزير شده‌ايم آن را در ميان خود معتبر بدانيم ، تا مصالح اجتماع ما تامين شود ، چون اين چنين ملكى قابل فساد است . يك وقت مورد فروش قرار مىگيرد و وقتى ديگر مورد خريد واقع مىشود حالا خواهيد گفت شما از كجا فهميديد كه مقصود از ملك ، ملك تكوينى است نه تشريعى و قراردادى ؟ در جواب مىگوييم : از اينجا