السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

573

تفسير الميزان ( فارسي )

باشند و يا حركت كنند و يا امثال اين ، و كلمه « فزع » بطورى كه راغب گفته به معناى آن گرفتگى و نفرتى است كه از منظره اى نفرت آور به انسان دست مىدهد و فزع هم از همان جنس جزع است « 1 » و كلمه « دخور » به معناى كوچكى و خوارى است . بعضى « 2 » گفته‌اند : مراد از اين نفخ صور ، نفخه دومى است كه با آن ، روح به كالبدها دميده مىشود ، و همه براى فصل قضاء مبعوث مىگردند ، مؤيد اين ، جمله ذيل آيه است كه مىفرمايد : « * ( وَكُلٌّ أَتَوْه داخِرِينَ ) * » يعنى همگى با ذلت و خوارى بدانجا مىآيند ، چون مراد از « اتوه - مىآيند آن را » حضورشان نزد خداى سبحان است و نيز مؤيد ديگر آن استثناى « * ( مَنْ شاءَ اللَّه ) * - هر كس را كه خدا بخواهد » ، از حكم فزع است ، كه بعد از آن جمله * ( « وَهُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ » ) * ، را در باره نيكوكاران آورده و همين خود دلالت مىكند بر اينكه فزع مذكور همان فزع در نفخه دوم است . بعضى « 3 » ديگر گفته‌اند : مراد از آن ، نفخه اول است كه با آن همه زندگان مىميرند ، به دليل اينكه در جاى ديگر فرمود ، « وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَمَنْ فِي الأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّه ثُمَّ نُفِخَ فِيه أُخْرى فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ » « 4 » چون « صعقه » ، در اين آيه همان فزع در آن آيه است ، كه در هر دو آيه ، نتيجه نفخه اولى گرفته شده و بنا بر اين ، مراد از جمله * ( « كُلٌّ أَتَوْه داخِرِينَ » ) * رجوعشان به سوى خدا به سبب مردن مىباشد . و بعيد نيست كه مراد نفخ در صور ، در اين صورت مطلق نفخ باشد ، چه آن نفخى كه با آن مىميرند و يا آن نفخى كه با آن زنده مىشوند ، براى اينكه ، نفخه هر چه باشد از مختصات قيامت است و اينكه بعضى در فزع و بعضى در ايمنى هستند و نيز كوه ها به راه مىافتند ، همه از خواص نفخه اول باشد و اينكه مردم با خوارى نزد خدا مىشوند ، از خواص نفخه دوم باشد ، كه بنا بر اين احتمال ، اشكالى كه چه بسا ممكن است بر هر دو وجه سابق بشود دفع مىگردد . خداى تعالى از حكم فزع عمومى كه شامل همه موجودات آسمانها و زمين است

--> ( 1 ) مفردات راغب ، ماده « فزع » . ( 2 ) روح المعانى ، ج 20 ، ص 30 . ( 3 ) روح المعانى ، ج 20 ، ص 31 . ( 4 ) در صور دميده مىشود ، پس مىميرند همه كسانى كه در آسمانها و زمينند ، مگر آن كس كه خدا بخواهد ، پس آن گاه بارى ديگر در آن دميده مىشود ، كه ناگهان همه به حال ايستاده ، زنده مىشوند ، كه دارند تماشا مىكنند . سوره زمر ، آيه 68 .