السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

562

تفسير الميزان ( فارسي )

و امروز در ابحاث اجتماعى مسلم و روشن شده كه امضاء و پذيرفتن حكومت كسى كه احترامى براى قوانين مقدس و جاريه قائل نيست ، امضايى است كه عقل آن را نمىپذيرد و افراد يك جامعه عاقل و رشيد زير بار چنين كسى نمىروند ، به همين دليل بايد ساحت شارع و آورنده دين را از چنين روايت و سفارشهايى منزه دانست . و اگر بگويى حفظ يك پارچگى مملكت و اتحاد كلمه و اتفاق امت مهمتر است از حفظ بعضى از احكام ، در جواب مىگوييم معناى اين حرف اين است كه جايز باشد حقيقت دين را به خاطر حفظ اسم آن هدم نمود و حقيقت دين را فداى نام آن كنيم . و در الدر المنثور است كه : طيالسى ، سعيد بن منصور ، احمد ، عبد بن حميد ، بخارى ، مسلم ، ترمذى ، نسايى ، ابن جرير ، ابن منذر ، ابن ابى حاتم ، ابو الشيخ ، ابن مردويه و بيهقى - در كتاب اسماء و صفات - همگى از مسروق روايت كرده‌اند كه گفت : من نزد عايشه تكيه داده بودم ، عايشه گفت : سه چيز است كه هر كس دهن به يكى از آنها باز كند افتراء بزرگى بر خدا زده است ، پرسيدم آن سه چيست ؟ گفت هر كس بپندارد كه محمد ( ص ) پروردگارش را ديد ، افتراء بزرگى بر خدا بسته ، من كه تا اين هنگام تكيه داده بودم برخاستم و گفتم : اى ام المؤمنين صبر كن ، و مرا مهلت بده بپرسم و به عجله سخن مگوى ، مگر خداى تعالى نفرموده : « وَلَقَدْ رَآه بِالأُفُقِ الْمُبِينِ - رسول خدا را در افق آشكار بديد » و در جاى ديگر فرموده : « وَلَقَدْ رَآه نَزْلَةً أُخْرى - بارى ديگر او را ديد » ؟ عايشه در پاسخ گفت : من اولين فرد امت اسلامم ، كه همين سؤال تو را از رسول خدا ( ص ) كردم ، فرمود : جبرئيل ، يعنى من جبرئيل را به آن صورتى كه با آن صورت خلق شده نديدم غير از اين دو نوبت ، كه در اين دو آيه است ، يك بار او را ديدم كه داشت از آسمان به زير مىآمد ، بسيار بزرگ بود ، كه بزرگى خلقتش ما بين آسمان تا زمين را پر مىكرد ، عايشه سپس به من گفت : مگر نشنيدى كلام خداى را كه مىفرمايد : « لا تُدْرِكُه الأَبْصارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ - ديدگان او را نمىبيند و او ديدگان را مىبيند و او لطيف و خبير است » و نيز فرموده : « وَما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَه اللَّه إِلَّا وَحْياً . . . عَلِيٌّ حَكِيمٌ » . و كسى كه بپندارد كه محمد چيزى از كتاب خداى را كتمان كرده و ناگفته گذارده ، او افتراى بزرگى بر خدا زده است و خداى عز و جل مىفرمايد : « يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه وَاللَّه يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ » . سپس عايشه اضافه كرد كه : هر كس بپندارد كه محمد از فرداى مردم خبر مىداد ،