السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

559

تفسير الميزان ( فارسي )

گمراه و تو نمىتوانى دعوتت را به گوش كران آن هم در حالى كه پشت مىكنند و مىروند برسانى - و چه بسا قيد « در حالى كه پشت مىكنند و مىروند » براى همين باشد كه اگر پشت نمىكردند ، باز ممكن بود و لو با اشاره حرف را به ايشان فهمانيد - و نيز تو نمىتوانى كور را از گمراهيش رهانيده و هدايتش كنى ، تنها قدرتى كه تو دارى اين است كه دعوتت و آيات ما را كه دلالت بر ما مىكند به گوش مؤمنين برسانى ، چون مؤمنين به خاطر اذعان و ايمانى كه به اين حجتهاى حقه دارند تسليم ما هستند و تو را در آنچه كه دلالت مىكنى تصديق مىكنند . با اين بيان چند نكته روشن گرديد : اولا : مراد از سماع هدايت است . ثانيا : مراد از آيات ، ادله و حجتهايى است كه بر توحيد و معارف حقى كه از فروع توحيد است دلالت مىكند . ثالثا : اينكه هر كس حجتهاى حق را چه از آيات آفاق باشد و چه از آيات انفس ، با سلامت عقل تعقل كند و آن گاه با ايمان و انقياد تسليم آن شود ، چنين كسى از مردگان و از مهر شدگان ، كه خدا بر گوش و چشمشان مهر نهاده نيست . بحث روايتى در تفسير قمى در ذيل جمله « * ( وَسَلامٌ عَلى عِبادِه الَّذِينَ اصْطَفى ) * » آورده كه امام فرمود : منظور از اين بندگان آل محمد ( ع ) هستند « 1 » . مؤلف : اين روايت را تفسير جمع الجوامع نيز ، از ائمه اهل بيت ( ع ) به دو نحو آورده ، يكى بدون سند ، و ديگرى هم بطور مضمر ( يعنى گفته : از آن جناب و معين نكرده از كدام يك از ائمه نقل كرده ) « 2 » . خواننده عزيز به خاطر دارد كه در بيان گذشته خود كه در ذيل همين آيه آورديم ، گفتيم : از سياق برمىآيد كه مراد از اين بندگان به حسب مورد آيه انبياء ( ع ) هستند كه به نعمت اصطفاء متنعم بودند و خداى تعالى داستانهاى جمعى از ايشان را در قرآن كريم آورده . بنا بر اين ، اگر روايت صحيح باشد از قبيل جرى و تطبيق فرد بر كلى خواهد بود .

--> ( 1 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 129 . ( 2 ) تفسير جوامع الجامع ، ص 333 .