السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

558

تفسير الميزان ( فارسي )

فراهم مىكند ، و به همين بيان وجه اتصال آيه به ما قبل كه فرمود : * ( « وَلا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ . . . » ) * ، كه باز به حقيقت دعوتش اشعار دارد ، معلوم مىشود . پس جمله * ( « إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيه يَخْتَلِفُونَ ) * - اين قرآن براى بنى اسرائيل بيشتر آن مسائلى كه مورد اختلافشان است بيان مىكند » ، به داستانهايى از قصص انبياء اشاره مىكند و حق را در آنچه كه در آن اختلاف مىكنند بيان مىنمايد و يكى از آن داستانها داستان مسيح ( ع ) است ، كه حق مطلب را در آن معارف و احكام كه مورد اختلافشان بود بيان مىكند . و اينكه فرمود : * ( « وَإِنَّه لَهُدىً وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ » ) * به اين معنا اشاره مىكند كه با اين داستانها كه بر بنى اسرائيل مىخواند ، مؤمنين را به سوى حق هدايت مىكند و نيز رحمتى است براى آنان كه دلهايشان را آرامش مىدهد و به اين وسيله ايمان را هم در دلهايشان ريشه دار و ثابت مىكند . و اينكه فرمود : * ( « إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ بِحُكْمِه وَهُوَ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ » ) * اشاره است به اينكه قضاء و داورى ميان آنان با خداست ، پس همان خدا پروردگار اوست كه عزيز است ، يعنى كسى است كه هيچگاه مغلوب نمىشود و عليم است ، يعنى هرگز جهل و خطاء در حكمش راه ندارد ، پس اوست كه با حكم خود در بين آنان قضاوت مىكند ، پس بايد كه دل رسول خدا ( ص ) به قضاء پروردگار عزيز و عليمش راضى شود و امر را به او محول نمايد ، هم چنان كه جا دارد عين اين رفتار را در حق مشركين داشته باشد ، نه اينكه از شرك و كفر آنان و از مكر و حيله ايشان اندوهناك و دلتنگ شود . * ( « فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّه إِنَّكَ عَلَى الْحَقِّ الْمُبِينِ » ) * اين جمله تفريع و نتيجه گيرى است از مجموع چند امرى كه به رسول خدا ( ص ) در خصوص شرك مشركين و اختلاف بنى اسرائيل فرمود و معنايش اين است كه امر همه آنان محول به خداى تعالى است ، نه به تو ، پس بايد كه تو او را وكيل بگيرى ، كه او كافى تو است و بايد كه از هيچ چيز نترسى كه تو در امنيتى از حق هستى . * ( « إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى وَلا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ وَما أَنْتَ بِهادِي الْعُمْيِ عَنْ ضَلالَتِهِمْ إِنْ تُسْمِعُ إِلَّا مَنْ يُؤْمِنُ بِآياتِنا فَهُمْ مُسْلِمُونَ » ) * اين جمله ، امر به توكل در آيه قبل را تعليل مىكند و مىفرمايد كه ما تو را در مساله ايمان و كفر مردم ، امر به توكل بر خدا كرديم و اين بدان جهت است كه ايشان مرده‌اند و در طاقت تو نيست كه دعوتت را به مردگان بشنوانى ، زيرا كه ايشان كرند و نمىشنوند و كورند و