السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

546

تفسير الميزان ( فارسي )

وجه فساد آن اين است كه تعبير در مثل « ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ » ، و در « فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ » ، تعبيرى است كه با تخلف دعا از استجابت نمىسازد . و اما اينكه گفت : « چه بسيار دعاها كه مىبينيم اجابت نمىشود » به هيچ وجه قبولش نداريم و آنچه از دعاهاى غير مستجاب كه در نظر وى است ، در حقيقت دعا نيست ، چون داعى در آنها خدا را به صدق نمىخواند ، كه بيانش گذشت . علاوه بر اين در اين ميان آيات بسيارى ديگر نيز هست كه دلالت مىكند بر اينكه انسان هنگامى كه مضطر شد ، مثلا ، در كشتى سوار شد و خود را در معرض خطر ديد ، در آنجا خداى را مىخواند و خدا هم اجابتش مىكند مانند آيه « وَإِذا مَسَّ الإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِه أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً » « 1 » و نيز آيه « حَتَّى إِذا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ . . . وَظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُا اللَّه مُخْلِصِينَ لَه الدِّينَ » « 2 » . و چطور ممكن است نفس آدمى به توجه غريزى و فطريش به امرى متوجه شود كه اطمينان به آن ندارد . پس ، حكم فطرت در اين مساله عينا نظير حكم اوست در وقتى كه حاجت خود را نزد كسى مىبيند و مىداند كه او آن را ايجاد و تدبير مىكند و يقين دارد كه او كسى است كه حاجتش را برمىآورد ، همانطور كه در اين صورت فطرتش حكم مىكند به اينكه حاجتش را از او بخواهد در مساله مورد بحث نيز فطرت ، آدمى را به دعا و خواندن خدا و عرض حاجت به پيشگاه او وامىدارد ، چون در فرض مساله انسان دريافت مىكند كه تمامى اسبابهاى ظاهرى از كار افتاده‌اند . حال اگر بگويى : بسيارى از اوقات ، ما در حوائج خود متوسل به اسباب ظاهرى مىشويم ، در حالى كه يقين نداريم كه در رفع حاجت ما تاثير دارد ، فقط و فقط به اميد تاثير ، متوسل مىشويم ، پس چنان نيست كه گفتيد ممكن نيست نفس به چيزى دل ببندد كه اطمينانى بدان ندارد . در جواب مىگوييم آنچه ما گفتيم ، توجه و تعلق غريزى قلب بود و آنچه شما مىگوييد توجه فكرى است ، كه منشاش طمع و اميد است و اين با آن فرق دارد ، بله ، البته در ضمن توجه و توسل فكرى توجه غريزى فطرى نيز هست ، ولى نه به خصوص آن سببى كه فكر

--> ( 1 ) وقتى گرفتارى و بلا به انسان برسد ما را مىخواند ، به پهلو و نشسته و يا ايستاده . سوره يونس ، آيه 12 . ( 2 ) تا آنكه سوار در كشتى شوند و در خطر غرق قرار گيرند ، آن وقت است كه خداى را با خلوص مىخوانند . سوره يونس ، آيه 22 .