السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
514
تفسير الميزان ( فارسي )
دلالت مىكند ، تلبس به صفت ذلت را هم مىرساند . و جمله * ( « كَذلِكَ يَفْعَلُونَ » ) * ، بعد از جملات * ( « أَفْسَدُوها وَجَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً » ) * كه اصل وقوع را مىرساند ، استمرار آن را نيز مىرساند و معنايش اين است كه : اين رفتار از پادشاهان هميشگى و مستمر است ، ( اينطور نيست كه نسبت به كشور ما رفتارشان طورى ديگر شود ) . بعضى « 1 » از مفسرين گفتهاند : اين جمله جزء كلام ملكه نيست ، بلكه كلام خداى سبحان است ، ولى حرف صحيحى نيست ، چون مقام ، اقتضاى چنين تصديقى را ندارد . * ( « وَإِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِمْ بِهَدِيَّةٍ فَناظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ » ) * يعنى من نزد سليمان خواهم فرستاد و اين گونه سخن گفتن لحن سخن گفتن پادشاهان است ، كه تجبر و عزت ملوكى را مىرساند و گر نه در كلام خود ، نام سليمان را مىبرد ، ليكن زبان خود را از بردن نام او نگه داشت و مساله را به او و درباريانش با هم نسبت داد و نيز فهمانيد كه سليمان هم هر چه مىكند به دست ياران و ارتشيان و به كمك رعيت خود مىكند . و معناى اينكه گفت : * ( « فَناظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ » ) * اين است كه ببينيم چه عكس العملى نشان مىدهد ، تا ما نيز به مقتضاى وضع او عمل كنيم و اين - همانطور كه گفتيم - اظهار نظر ملكه سبأ بود ، و از كلمه « مرسلون » به دست مىآيد كه هديه اى را كه وى براى آن جناب فرستاد به دست جمعى از درباريانش بود ، هم چنان كه از سخن بعدى سليمان ( ع ) كه فرمود : * ( « ارْجِعْ إِلَيْهِمْ ) * - برگرد نزد ايشان » ، برمىآيد كه آن جمع ، رئيسى داشتهاند و رئيس به تنهايى نزد سليمان راه يافته و هديه را به او داده است . * ( « فَلَمَّا جاءَ سُلَيْمانَ قالَ أتُمِدُّونَنِ بِمالٍ فَما آتانِيَ اللَّه خَيْرٌ مِمَّا آتاكُمْ بَلْ أَنْتُمْ بِهَدِيَّتِكُمْ تَفْرَحُونَ » ) * ضمير در « جاء » به مالى برمىگردد كه به عنوان هديه نزد سليمان فرستاده شد . احتمال هم دارد كه به حامل هديه يعنى رئيس هيئت اعزامى سبأ برگردد . استفهام در جمله * ( « أتُمِدُّونَنِ بِمالٍ » ) * توبيخى است ، و خطاب در آن به فرستاده و فرستنده هر دو برمىگردد و اين را تغليب گويند ، كه صاحب سخن رو به حاضران كند ، ولى حاضر و غايب را مورد عتاب قرار دهد ، سليمان ( ع ) هم اينطور كلى سخن گفت و
--> ( 1 ) تفسير فخر رازى ، ج 24 ، ص 196 .