السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

515

تفسير الميزان ( فارسي )

نامى از خصوص ملكه سبأ نبرد ، همانطور كه - در گذشته ديديم - ملكه سبأ هم نامى از او نبرد و گفت : « من هديه اى نزد ايشان مىفرستم » . بعضى « 1 » احتمال داده‌اند كه خطاب و روى سخن آن جناب تنها به فرستادگان باشد و اين احتمال صحيحى نيست ، براى اينكه اعتراض سليمان اين بود كه : « آيا مرا با مال كمك مىكنيد » و معلوم است كه اين كمك مالى ، كار فرستادگان نبود بلكه كار فرستنده ايشان بود و با اين حال ديگر معنا ندارد كه خصوص فرستادگان را توبيخ كند و اگر نفرمود : « أتمدونن بالمال » بلكه كلمه مال را نكره آورد و فرمود : * ( « أتُمِدُّونَنِ بِمالٍ ) * - آيا كمكم مىكنيد به مالى » ، براى اين بود كه آن مال را تحقير كند و ناچيزش بشمارد و مرادش از * ( « فَما آتانِيَ اللَّه » ) * همان سلطنت و نبوت بوده است . و معناى آيه اين است كه : آيا شما مرا با مالى حقير و ناچيز كه كمترين ارزشى نزد من ندارد كمك مىكنيد ؟ مالى كه در قبال آنچه خدا به من داده ذره‌اى ارزش ندارد ؟ آنچه خدا از ملك و نبوت و ثروت به من داده بهتر است از آنچه به شما داده است . و جمله * ( « بَلْ أَنْتُمْ بِهَدِيَّتِكُمْ تَفْرَحُونَ » ) * اعراض از توبيخ قبلى به توبيخى ديگر است ، اول توبيخشان كرد به اينكه مگر من محتاج مال شما هستم ، كه هديه برايم فرستاده‌ايد و اين كار شما كار زشتى است و در اين جمله مىفرمايد : از آن زشتتر اينكه ، شما هديه خود را خيلى بزرگ مىشماريد و آن را ارج مىنهيد . بعضى « 2 » از مفسرين گفته‌اند : مراد از « بهديتكم » آن هديه اى كه فرستاده‌اند نيست ، بلكه هديه هايى است كه ديگران براى ايشان بفرستند و معناى جمله اين است كه : اين شماييد كه به خاطر علاقه اى كه به جمع مال و زياد كردن آن داريد وقتى از جايى برايتان هديه اى مىآيد خوشحال مىشويد ، ولى ما اينطور نيستيم ، و هيچ اعتنايى به مال دنيا نداريم . ولى خواننده ، خود به بعد اين وجه آگاه است . * ( « ارْجِعْ إِلَيْهِمْ فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لا قِبَلَ لَهُمْ بِها وَلَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْها أَذِلَّةً وَهُمْ صاغِرُونَ » ) * خطاب در اين آيه به رئيس هيئت اعزامى سبأ است ، و ضميرهاى جمع همه به ملكه سبأ و قوم او برمىگردند و كلمه « قبل » به معناى طاقت است و ضمير « بها » به كشور سبأ برمىگردد و جمله * ( « وَهُمْ صاغِرُونَ » ) * تاكيد ما قبل خودش است و لام در جمله * ( « فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ » ) * و

--> ( 1 و 2 ) روح المعانى ، ج 19 ، ص 200 .