السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

508

تفسير الميزان ( فارسي )

به غيب است ، كه خواننده خود به ضعف اين قول آگاه است . و معناى اينكه فرمود : « و مىداند آنچه را شما پنهان مىداريد و آنچه را كه ظاهر مىكنيد » اين نيست كه او به آنچه در خلوت انجام مىدهيد و آنچه در بين مردم مىكنيد عالم است ، بلكه مراد اين است كه : به آنچه در ظاهر شما و آنچه در باطن شماست آگاه است ، البته ، بيشتر قراء قرآن اين جمله را به صيغه غيبت خوانده‌اند ، يعنى به جاى تاى نقطه دار كه در ابتداى كلمه « تخفون » و كلمه « تعلنون » بود ، ياء آورده و خوانده‌اند : « ما يخفون و ما يعلنون » و اين قرائت بهتر است . خلاصه : حجتى كه در اين آيه بر ضرر وثنىها اقامه شده اين است كه : ايشان به جاى خدا براى آفتاب سجده مىكنند و آن را به خاطر آثار خوبى كه خداى سبحان در طبع آن براى زمين و غير آن قرار داده است تعظيم مىكنند ، در حالى كه خدا اولاى به تعظيم است ، براى اينكه آن كسى كه تمامى اشياى عالم ، كه يكى از آنها آفتاب است از عالم عدم به وجود آورده و از غيب به شهود بيرون كرده و نظام حيرت انگيزى در همه آنها به كار برده و آن آثار كه گفته شد در آفتاب قرار داده است خداى سبحان است و او سزاوارتر است به سجده شدن تا مخلوق او ، علاوه بر اين اصلا پرستش و سجده به چيزى كه شعور ندارد معنا ندارد ، با اينكه خداى سبحان نه تنها ( العياذ باللَّه ) فاقد شعور نيست ، بلكه به آنچه خودتان در خود سراغ داريد و براى شما ظاهر و آشكارست و نيز به باطن شما كه خود از آن بى خبريد آگاه است ، پس تنها او را بايد سجده كنيد و تعظيم نماييد ، نه غير او را . و با اين بيان روشن مىشود كه چگونه آيه مورد بحث با آيه بعد كه مىفرمايد : * ( « اللَّه لا إِله إِلَّا هُوَ » ) * متصل است . * ( « اللَّه لا إِله إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ » ) * اين جمله تتمه كلام هدهد و به منزله تصريح به نتيجه اى است كه از بيان ضمنى سابق گرفته مىشود و بى پرده اظهار كردن حق است ، در مقابل باطل وثنىها و به همين جهت نخست كلمه * ( « لا إِله إِلَّا هُوَ » ) * را كه كلمه توحيد است و توحيد در عبادت خدا را مىرساند آورده ، آن گاه جمله * ( « رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ » ) * را ضميمه كرده تا دلالت كند بر اينكه همه تدبيرهاى عالم ، منتهى به خداى سبحان مىشود ، چون عرش سلطنتى عبارت است از مقامى كه همه زمامدارهاى امور آنجا جمع مىشوند و از آنجا احكام جاريه در ملك صادر مىشود . البته ، در جمله * ( « رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ » ) * محاذات ديگرى نيز به كار رفته و آن محاذات با كلام هدهد در توصيف ملكه سبأ است ، كه گفت : * ( « وَلَها عَرْشٌ عَظِيمٌ » ) * و چه بسا همين گفتار هدهد ، باعث شد كه سليمان به افراد خود دستور داد تا عرش او را نزدش حاضر كنند ،