السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
501
تفسير الميزان ( فارسي )
كه از جن و انس و طير داشت » و كلمه « من » تبعيض و يا بيان را مىرساند . بنا بر اين سخن فخر رازى در تفسير كبير كه گفته : « آيه دلالت دارد بر اينكه همه جن و انس و طير لشكر او بودند و همه روى زمين را مالك بوده و جن و طير زمان او مانند انسانها عاقل و مكلف بودهاند و بعد از زمان او دوباره به حالت توحش قبلى برگشتهاند » حرف عجيب و غريبى است . و عين اين سخن را درباره مورچگان و آن مورچه بزرگ كه با سليمان سخن گفته زده است و در تفسير آيه مورد بحث گفته است : معنايش اين است كه : خداى تعالى همه اين اصناف را لشكريان او قرار داد و اين وقتى ممكن است كه آن جناب بتواند در همه اين اصناف بر طبق دلخواه خود فرمان دهد و تصرف كند و اين نيز وقتى ممكن است كه همه آن اصناف عقل داشته باشند ، چون تا عقل نباشد تكليف صحيح نيست ، و يا اگر هم عقل درست و حسابى نداشتهاند حد اقل بايد به قدر يك كودك كه نزديك به حد تكليف رسيده عقل داشته باشند و از همين جهت است كه ما گفتيم : خداى تعالى در روزگار سليمان مرغان را عاقل كرد ، و بعد از دوره او دوباره به صورت اولشان يعنى همان حالى كه الآن در زمان ما دارند برگردانيد ، چون اصناف حيوانات در دوره ما عقل ندارند ، هر چند كه هر يك در پيش برد هدفهاى زندگى خود و به دست آوردن حوايج خود و يا حوايج مردم ملهم به دقايقى حيرت انگيز هستند ، مانند زنبور عسل و غير آن « 1 » و وجوه ضعف و اشكالاتى كه بر گفته وى وارد است احتياجى به بيان ندارد . و اگر در آيه مورد بحث جن را جلوتر از انس و طير ذكر كرد از اين جهت است كه مسخر شدن جن و به فرمان در آمدن او براى يك انسان ، عجيبتر از آن دو تاى ديگر است . و اگر بعد از جن ، انس را آورد ، نه طير را ، باز براى همين است كه مسخر شدن انسانها براى يك انسان عجيبتر از مسخر شدن طير است و علاوه بر اين ، رعايت مقابله بين جن و انس هم شده . * ( « حَتَّى إِذا أَتَوْا عَلى وادِ النَّمْلِ . . . » ) * كلمه « حتى » براى غايتى است كه از آيه سابق فهميده مىشد و ضمير جمع در « اتوا » به سليمان و لشكريانش بر مىگردد ، و اگر كلمه اتوا را با حرف « على » متعدى كرد با اينكه مىبايست مىفرمود : « اتوا الى . . . - آمدند تا وادى مورچگان » ، براى اين بود كه بنا به
--> ( 1 ) تفسير فخر رازى ، ج 24 ، ص 187 .