السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
490
تفسير الميزان ( فارسي )
« لدى » در اين جمله مىفهماند كه مقام قرب و حضور ، ملازم با امن است و ممكن نيست امنيت آن با مكروهى جمع شود ، مؤيد اين تعليل اين است كه در سوره قصص به جاى اين عبارت فرموده : « إِنَّكَ مِنَ الآمِنِينَ - همانا تو از ايمنانى » ، پس در نتيجه از آيه مورد بحث اين معنا به دست مىآيد كه : از هيچ چيز مترس ، چون تو از مرسلين هستى ، و مرسلان - كه در مقام قرب مايند - از هر گزندى ايمنند و ايمنى با ترس جمع نمىشود . و اما اينكه موسى كه از بزرگان و مرسلان بود ، چرا از عصا كه به صورتى هائل و هول انگيز ، يعنى مارى پر جست و خيز در آمده بود ترسيد ؟ جوابش اين است كه : اين اثر طبيعت و جبلت آدمى است كه وقتى به منظره اى هول انگيز ، آن هم بى سابقه بر مىخورد ، كه هيچ راهى براى دفع آن به نظرش نمىرسد مگر فرار كردن ، قهرا پا به فرار مىگذارد ، مخصوصا كسى كه هيچ سلاحى براى دفاع ندارد ، عصايى هم كه تنها سلاح او بوده خود به آن صورت هول انگيز در آمده ، قبلا هم از ناحيه خدا دستورى نگرفته بود ، كه اگر عصايت اژدها شد فرار مكن و در جاى خود بايست ، بلكه تنها اين دستور رسيده بود كه * ( « أَلْقِ عَصاكَ » ) * و او هم امتثال كرد و معلوم است كه فرار از خطرهاى بزرگ آن هم از كسى كه دافع و چاره اى جز فرار ندارد ، جزو ترسهاى مذموم نيست ، تا كسى موسى را به داشتن آن مذمت كند . و اما اين كه خداى تعالى به او فرمود : * ( « إِنِّي لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ » ) * ، انبياء و مرسلين مادامى كه در جوار پروردگارشان هستند از چيزى نمىترسند ، اين كرامت خود ايشان و از ناحيه خودشان نيست ، - تا چون موسى نداشت بگوييم رسولى ناقص بوده - بلكه اين فضيلت را به تعليم و تاديب خدا به دست مىآوردهاند و چون آن شب ، يعنى شب طور ، اولين موقفى بود كه خدا موسى را به مقام قرب خود برد و افتخار هم سخنى و رسالت و كرامت خود را به وى اختصاص داد ، لذا اين دستورش كه فرمود : « لا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الآمِنِينَ » و آيه ديگر كه فرمود : * ( « لا تَخَفْ إِنِّي لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ » ) * ، همه همان تعليم و تاديب الهى است نه مذمت و سرزنش . * ( « إِلَّا مَنْ ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْناً بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ » ) * آنچه درباره اين استثناء مىتوان گفت - و خدا داناتر است - اين است كه بعد از آنكه در آيه قبلى خبر داد كه مرسلين ايمنند و ترسى ندارند ، از اين خبر فهميده شد كه غير مرسلين همه اهل ظلمند و ايمن از عذاب نيستند و بايد بترسند و چون اين مفهوم به كليتش درست نبود ، لذا در اين آيه اهل توبه را از بين غير مرسلين ، يعنى از اهل ظلم استثناء كرده ، فهماند كه اهل توبه به خاطر اينكه توبه كردند و ظلم خود را - كه همان سوء بوده باشد - به حسن مبدل كردند ،