السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
487
تفسير الميزان ( فارسي )
( كلمه « بورك » مجهول ماضى از « برك » در باب مفاعله - مباركة - است . مترجم ) . و « مباركه » به معناى دادن خير بسيار است ، گفته مىشود : « باركه » ، و نيز « بارك عليه » ، و همچنين « بارك فيه » ، يعنى خير بسيارى به او پوشانيد و خلعت بسيارى به او آويخت ، در سوره « طه » وقتى در داستان موسى ( ع ) به اينجا مىرسد ، بجاى اين جمله در اينكه چه ندايى از آتش برخاست فرموده : « فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ يا مُوسى إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً وَأَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى » « 1 » از اين بيان چنين به نظر مىرسد كه منظور از « من حولها » در آيه مورد بحث ، كسى است كه پيرامون آتش بوده ، كه يا موسى به تنهايى بوده ، يا اگر غير از او نيز بوده موسى هم بوده است و مراد از مباركه او ، همان برگزيدن او بعد از تقديس او است . و اما اينكه مراد از « * ( مَنْ فِي النَّارِ ) * - آنكه در آتش است » كيست ؟ بعضى « 2 » گفتهاند : خداست و معنايش اين است كه : مبارك است آن كسى كه سلطان و قدرتش در آتش ظهور كرده ، چون صداى گفتگو از درخت برمىخاست ، درختى كه به شهادت آيات سوره قصص ، آتش اطرافش را احاطه كرده بود و بنا به گفته اين مفسر معناى آيه اين مىشود كه : مبارك است آن كسى كه با كلام خود از آتش براى تو تجلى كرد و خير كثير به تو داد ، آن وقت جمله « * ( وَسُبْحانَ اللَّه رَبِّ الْعالَمِينَ ) * » تنزيه خداست از اينكه جسم يا جسمانى باشد و مكان به دو احاطه يابد و يا در دسترس حوادث قرار گيرد ، نه اينكه منظور از آن به شگفت درآوردن موسى باشد ، كه بعضىها « 3 » گفتهاند . بعضى « 4 » ديگر از مفسران گفتهاند : مراد از * ( « مَنْ فِي النَّارِ » ) * ملائكه اى است كه در آتش حاضر بودهاند ، هم چنان كه مراد از « من حولها » موسى ( ع ) است . بعضى « 5 » ديگر به عكس گفتهاند ، يعنى گفتهاند : مراد از جمله اولى موسى ( ع ) و مراد از دومى ملائكه است . بعضى « 6 » هم گفتهاند : در كلام تقديرى هست و اصل آن « بورك من فى المكان الذى
--> ( 1 ) همين كه نزد آتش آمد ، ندا شد : اى موسى ! به درستى كه من ، خود من ، پروردگار تو هستم ، پس نعلين خود را بكن ، كه تو در وادى مقدس طوا هستى ، و من تو را برگزيدم ، پس بدانچه وحى مىشوى گوش فرا ده . سوره طه ، آيه 11 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 211 . ( 3 ) مجموعة من التفاسير ، ج 4 ، ص 504 . ( 4 و 5 ) روح المعانى ، ج 19 ، ص 160 . ( 6 ) تفسير فخر رازى ، ج 24 ، ص 182 .