السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
472
تفسير الميزان ( فارسي )
و در كافى به سند خود از على بن عيسى بن قماط از عمويش از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه فرموده : رسول خدا ( ص ) در خواب بنى اميه را ديد ، كه بعد از رحلت آن جناب بر فراز منبرش بالا رفته ، مردم را از راه راست به سوى عقب بر مىگردانند و چون از خواب برخاست اندوهناك و محزون شد . پس جبرئيل بر او نازل شد و عرضه داشت : يا رسول اللَّه چرا اندوهناكت مىبينم ؟ فرمود : اى جبرئيل سبب اين است كه من ديشب بنى اميه را در خواب ديدم كه بر منبرم بالا رفتهاند ، و بعد از من مردم را گمراه نموده به قهقرا برمىگردانند ، جبرئيل گفت : به آن خدايى سوگند كه تو را به حق به نبوت مبعوث فرموده ، هيچگونه اطلاعى از اين جريان ندارم ، پس به سوى آسمان صعود نموده ، چيزى نگذشت كه دوباره بر آن جناب نازل شد و آياتى از قرآن آورد كه مايه تسليت خاطر آن حضرت بود و آن آيه * ( « أفَرَأَيْتَ إِنْ مَتَّعْناهُمْ سِنِينَ ثُمَّ جاءَهُمْ ما كانُوا يُوعَدُونَ ما أَغْنى عَنْهُمْ ما كانُوا يُمَتَّعُونَ » ) * و نيز اين آيات را آورد : « إِنَّا أَنْزَلْناه فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ » كه در آن خداى تعالى شب قدر را براى رسولش بهتر از هزار ماه سلطنت بنى اميه قرار داد « 1 » . و در الدر المنثور است كه ابن ابى حاتم از ابى جهضم روايت كرده كه گفت : رسول خدا ( ص ) را ديدند كه گويا متحير به نظر مىرسيد ، پرسيدند چرا چنين متحيرى ؟ فرمود : چرا نباشم ؟ در خواب ديدم كه دشمنم بعد از من سرپرست امتم مىشود ، پس آيه « * ( أفَرَأَيْتَ إِنْ مَتَّعْناهُمْ سِنِينَ ثُمَّ جاءَهُمْ ما كانُوا يُوعَدُونَ ما أَغْنى عَنْهُمْ ما كانُوا يُمَتَّعُونَ ) * » نازل شد ، رسول خدا ( ص ) خوشحال گرديد « 2 » . مؤلف : در عبارت ( عربى ) حديث ، كلام رسول خدا ( ص ) در پاسخ سؤال كنندگان چنين آمده : « و لم و رايت - يعنى چرا با اينكه ديدم » و تقدير آن اين است كه : « چرا اندوهناك و متحير نباشم با اينكه در خواب چنين و چنان ديدم » . و در همان كتابست كه احمد ، عبد بن حميد ، بخارى ، مسلم ، ترمذى ، ابن جرير ، ابن منذر ، ابن ابى حاتم ، ابن مردويه و بيهقى در شعب الايمان و نيز در كتاب ديگرش دلائل ، از ابو هريره روايت كردهاند كه گفت : وقتى آيه * ( « وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ » ) * نازل شد ، رسول خدا ( ص ) قريش را دعوت نمود و در دعوتش فرقى ميان دور تر و نزديكتر نگذاشت ، پس از آن فرمود : اى گروه قريش ! خود را از آتش نجات دهيد ، كه من مالك نفع و
--> ( 1 ) كافى ، ج 8 ، ص 222 ، ح 280 . ( 2 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 95 .