السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

466

تفسير الميزان ( فارسي )

آثار كمال را نداشته باشد . پس همانطور كه واجب است براى به كمال رساندن نفس ، آثار كمال را كه همان اعمال صالح است بياوريم ، و در آن تمرين و ممارست داشته ، همواره با آن رياضت و جهاد با نفس كنيم ، همچنين بعد از به كمال رسيدن نفس نيز بايد به آن آثار ، مداومت داشته باشيم ، تا دوباره نفس ما از كمال ، رو به نقص نگذارد . پس ما دامى كه انسان وابسته به زندگى زمينى است چاره اى ندارد جز اينكه زحمت تكليف را تحمل نمايد و ما در بعضى از ابحاث گذشته كلامى در اين باره گذرانديم . * ( « وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ » ) * در مجمع البيان گفته : « عشيره انسان » ، قرابت و خويشان او است و اگر خويشاوندان آدمى را عشيره خوانده‌اند ، از اين باب است كه با آدمى معاشرت دارند و آدمى با آنان معاشرت مىكند « 1 » . و اگر بعد از نهى رسول خدا ( ص ) از شرك و انذارش ، در جمله مورد بحث ، عشيره اقربين ، يعنى خويشاوندان نزديكتر را اختصاص به ذكر داد ، براى افاده و اشاره به اين نكته است كه در دعوت دينى استثناء راه ندارد و اين دعوت ، قوم و خويش نمىشناسد و فرقى ميان نزديكان و بيگانگان نمىگذارد و مداهنه و سهلانگارى در آن راه ندارد و چون سنن و قوانين بشرى نيست ، كه تنها در بيگانگان و ضعفاء اجراء شود ، بلكه در اين دعوت حتى خود رسول خدا ( ص ) نيز با امتش فرقى ندارد ، تا چه رسد به اينكه ميان خويشاوندان پيغمبر با بيگانگان فرق بگذارد ، بلكه همه را بندگان خدا و خدا را مولاى همه مىداند . * ( « وَاخْفِضْ جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ » ) * يعنى به مؤمنين به خودت بپرداز و آنان را دور خود جمع كن و پر و بال رأفت و رحمت برايشان بگستران ، آن چنان كه طيور جوجه هاى خود را زير بال مىگيرند ، و اين تعبير استعاره به كنايه است كه نظيرش در آيه « وَاخْفِضْ جَناحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ » « 2 » گذشت . و مراد از پيروى در اينجا اطاعت است ، به شهادت آيه بعدى كه مىفرمايد : * ( « فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ » ) * « 3 » .

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 206 . ( 2 ) سوره حجر ، آيه 88 . ( 3 ) پس اگر نافرمانيت كردند بگو : من از آنچه مىكنيد بيزارم .