السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
464
تفسير الميزان ( فارسي )
بيان فرمود . پس جمله * ( « وَما تَنَزَّلَتْ بِه الشَّياطِينُ » ) * - البته تنزلت ، به معناى نزلت است - متصل است به جمله * ( « وَإِنَّه لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعالَمِينَ » ) * و همانطور كه گفتيم روى سخن بر رسول خدا ( ص ) است ، به دليل اينكه به دنبالش مىفرمايد : * ( « فَلا تَدْعُ مَعَ اللَّه إِلهاً ) * آخر - پس با خدا خدايى ديگر مخوان » تا آخر خطابهايى كه مختص به آن جناب است ، و متفرع بر جمله * ( « وَما تَنَزَّلَتْ بِه . . . » ) * است كه بيانش خواهد آمد . و اگر روى سخن به آن جناب نمود ، نه به مشركين ، بدين جهت بود كه اين جمله با علتى تعليل شده ، كه مشركين به خاطر كفرشان آن را قبول نداشتند و آن جمله « * ( إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ ) * - آنان از شنيدن اسرار آسمانى بدورند » مىباشد ، كلمه « شيطان » به معناى شرير است و جمع آن شياطين مىآيد و در اينجا مراد از آن اشرار جن هستند . و ضمير جمع در * ( « ما يَنْبَغِي لَهُمْ » ) * به شياطين بر مىگردد ، در مجمع البيان گفته : معناى اينكه عرب مىگويد : « ينبغى لك ان تفعل كذا - سزاوار تو است كه چنين كنى » اين است كه از او مىخواهد اين كار را در مقتضاى عقل انجام دهد و اصل اين كلمه از بغيه است ، كه به معناى طلب مىباشد « 1 » . و وجه اينكه در آيه مورد بحث فرموده : « سزاوار ايشان نيست كه قرآن را نازل كنند » ، اين است كه ايشان خلق شريرى هستند و جز به شر و فساد و جلوه دادن باطل در صورت حق و از اين راه مردم را از راه خدا گمراه كردن ، همتى ندارند و قرآن كريم ، كلام سراپا حق است و باطل بدان راه ندارد پس طبيعت و جبلت آنها مناسبت ندارد كه قرآن را به كسى نازل كنند . و معناى اينكه فرمود : * ( « وَما يَسْتَطِيعُونَ » ) * اين است كه نمىتوانند قرآن را نازل كنند ، چون قرآن كلامى است آسمانى ، كه ملائكه آن را از رب العزه مىگيرند و به امر او و در حفظ و حراست او نازلش مىكنند ، هم چنان كه خودش فرمود : « فَإِنَّه يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْه وَمِنْ خَلْفِه رَصَداً لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسالاتِ رَبِّهِمْ وَأَحاطَ بِما لَدَيْهِمْ » « 2 » جمله * ( « إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ . . . » ) * نيز ، به همين معنا اشاره مىكند . و معناى اينكه فرمود : * ( « إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ » ) * اين است كه شيطانها از شنيدن اخبار آسمانى و اطلاع از آنچه در ملأ اعلى مىگذرد ، معزول و دورند ، براى اينكه با
--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 205 . ( 2 ) او از پيش رو و از پشت سر محافظى با آن روانه مىكند ، تا بداند كه پيامهاى پروردگار خود را رساندند و به آنچه كه نزد ايشانست احاطه دارد . سوره جن ، آيه 27 و 28 .