السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
46
تفسير الميزان ( فارسي )
بعضى « 1 » از مفسرين آن را به معجزه عصا تفسير كردهاند صحيح نيست . * ( « إِلى فِرْعَوْنَ وَمَلَائِه فَاسْتَكْبَرُوا وَكانُوا قَوْماً عالِينَ » ) * بعضى « 2 » گفتهاند : اگر تنها بزرگان فرعون را نام برده و نام قوم را نبرده از اين جهت است كه ملأ ، بزرگان و اشراف بودهاند ، و مردم همه تابع ايشان . منظور از « عالين » اين است كه نسبت به ديگران علو و برترى داشته ، ديگران را بنده و فرمانبر خود كرده بودند ، هم چنان كه بنى اسرائيل را هم عبد خود قرار داده بودند ، پس علو در زمين كنايه است از طغيان بر اهل زمين ، و اهل زمين را به اطاعت خود در آوردن . * ( « فَقالُوا أنُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنا وَقَوْمُهُما لَنا عابِدُونَ » ) * مراد از بشر بودن آن دو ( موسى و هارون ) و همانند بودنشان با آنان اين است كه اين دو فضيلتى بر ما ندارند ، و چطور مىتوانند فضيلتى داشته باشند و حال آنكه دودمانشان بردگان مايند ؟ پس ما همانطور كه بر قوم آن دو برترى داريم ، بر خود آن دو نيز برترى داريم . و چون برترى داريم ، آن دو نيز بايد ما را بپرستند ، همانطور كه قومشان ما را مىپرستند ، نه اينكه ما به آن دو ايمان بياوريم ، هم چنان كه خود فرعون به موسى گفت : « لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلهَاً غَيْرِي لأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ » « 3 » خداى تعالى اين قصه را با جمله * ( « فَكَذَّبُوهُما فَكانُوا مِنَ الْمُهْلَكِينَ » ) * كه خبر از هلاكت آنان مىدهد ، خاتمه داده ، سپس فرموده : * ( « وَلَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ » ) * كه مراد از ضمير « هم » بنى اسرائيل است ، چون تورات بعد از هلاك شدن فرعون و قومش نازل شد . * ( « وَجَعَلْنَا ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّه آيَةً وَآوَيْناهُما إِلى رَبْوَةٍ ذاتِ قَرارٍ وَمَعِينٍ » ) * قبلا در داستان مسيح ( ع ) گذشت كه مقصود از آيت ، همان ولادت خارق العاده آن جناب است ، و چون اين آيت ، قائم به مسيح و مريم ( ع ) بوده لذا هر دو را به عنوان يك آيت شمرده است . كلمه « آوينا » از مصدر « ايواء » و ايواء كه باب افعال است ، از « أوى » است كه در اصل به معناى بازگشت بوده ، سپس در بازگشت انسان به خانه و مسكن استعمال شد . و جمله « آواه الى مكان كذا » به معناى اين است كه او را در فلان مكان جاى داد ، و كلمه « ربوة » به معناى مكان و بلند و هموار و وسيع است ، و كلمه « معين » به معناى آب جارى است .
--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 18 ، ص 35 . ( 2 ) روح المعانى ، ج 18 ، ص 36 . ( 3 ) اگر معبودى غير من بگيرى تو را از زندانيان قرار مىدهم . سوره شعراء ، آيه 29 .