السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
47
تفسير الميزان ( فارسي )
و معناى آيه اين است كه ما عيسى بن مريم و مادرش را آيتى قرار داديم كه دلالت بر ربوبيت ما مىكند ، و ما آن دو را در مكانى مرتفع ، و هموار ، و وسيع جاى داديم كه در آن آبى جارى هست . * ( « يا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ وَاعْمَلُوا صالِحاً إِنِّي بِما تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ » ) * خطابى است به عموم پيامبران ، به اينكه از طيبات بخورند و گويا مراد از خوردن از طعامهاى پاكيزه ارتزاق و تصرف در آن باشد ، حال چه به خوردن باشد و يا به هر تصرف ديگر . و استعمال كلمه « خوردن » در انحاى تصرفات استعمالى است شايع . سياق آيات شهادت مىدهند به اينكه جمله « * ( كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ ) * » در مقام منت نهادن بر انبياء است ، در نتيجه جمله بعدى هم كه مىفرمايد « و اعملوا صالحا » در اين مقام است كه بفرمايد در مقابل اين منت و شكرگزارى از آن ، عمل صالح انجام دهند ، و در اينكه با جمله * ( « إِنِّي بِما تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ » ) * تعليلش كرد ، تحذيرى است به ايشان از مخالفت امر ، و تحريكى است به اينكه ملازم تقوى باشند . * ( « وَإِنَّ هذِه أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ » ) * تفسير اين آيه در تفسير نظير آن در سوره انبياء گذشت . * ( « فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُراً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ » ) * در مجمع البيان گفته : كلمه « تقطع » و كلمه « تقطيع » هر دو به معناى پاره پاره شدن است « 1 » و كلمه « زبر » - به ضم زاء ، و باء - جمع « زبور » و به معناى كتابها است « 2 » آيه مورد بحث متفرع بر مطالب قبل است ، و معنايش اين است كه : خداوند رسولان خود را يكى پس از ديگرى به سوى ايشان فرستاد و همه آنها امتى واحد و داراى ربى واحدند ايشان را به سوى تقوى دعوت كردند ، و ليكن بشر به امر ايشان عمل نكرد ، در نتيجه امر آنان بين ايشان پاره پاره شد و آن را به صورت كتابهايى در آورده ، هر جمعيتى كتابى را به خود اختصاص دادند ، و هر حزبى به آنچه داشتند دلخوش گشتند . در قرائت ابن عامر « زبرا » - به ضمه زاء و فتحه باء - آمده كه جمع « زبره » و به معناى فرقه است . بنا بر اين قرائت ، معنايش اين مىشود كه : در امر انبياء متفرق شده ، جمعيتهاى گوناگون شدند ، و هر حزبى به آنچه داشت دلخوش گشت . و اين قرائت راجحتر است .
--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 62 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 109 .