السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
416
تفسير الميزان ( فارسي )
استفاده مىشود كه مرادشان از ارذلين ، بردگان و فقراء و صاحبان مشاغل پست و خلاصه كسانى است كه اشراف و اعيانشان ايشان را سفله و فرومايه مىخواندند و از مجالست و معاشرت با آنان ننگ داشتند . * ( « قالَ وَما عِلْمِي بِما كانُوا يَعْمَلُونَ » ) * ضمير « قال » به نوح بر مىگردد و كلمه « ما » استفهامى است . و بعضى « 1 » گفتهاند : نافيه است . و بنا بر اين قول ، خبر ماى نافيه حذف شده ، چون سياق بر آن دلالت داشته و به هر حال مقصود از اين جمله اين است كه بفرمايد : « به اعمالى كه ايشان قبل از ايمان آوردن به وى داشتهاند علمى ندارد » و اين را كه گفتيم قبل از ايمان آوردن به وى ، از عبارت « * ( بِما كانُوا يَعْمَلُونَ ) * - به آنچه كه عمل مىكردهاند » استفاده كرديم . * ( « إِنْ حِسابُهُمْ إِلَّا عَلى رَبِّي لَوْ تَشْعُرُونَ » ) * مقصود از « ربى » همان رب العالمين است ، چون تنها فردى كه از بين جمعيت به دعوت به سوى رب العالمين اختصاص داشت آن جناب بود و كلمه « لو » كه بايد عمل كند و فعل شرط و جزاء شرط را جزم دهد ، در اينجا عمل نكرده و در نتيجه معناى جمله چنين مىشود كه : « اگر شعورى مىداشتيد » . بعضى « 2 » گفتهاند : جزاى آن در تقدير است و معنايش اين است كه : اگر شعور مىداشتيد اين مطلب را مىفهميديد . ولى اين گفتار صحيح نيست . و از نظر حصرى كه در صدر آيه بود ، معناى جمله مورد بحث چنين مىشود : من اطلاعى از اعمال سابق ايشان ندارم و حسابشان هم بر من نيست ، تا به آن خاطر تجسس كنم كه تا كنون چه مىكردهاند ، زيرا حسابشان تنها و تنها بر پروردگار من است ، اگر شعورى داشته باشيد ، پس همو بر حسب اعمالشان مجازاتشان مىكند . * ( « وَما أَنَا بِطارِدِ الْمُؤْمِنِينَ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ » ) * جمله دومى به منزله تعليل جمله اولى است و هر دو جمله متمم بيان سابق است و معنايش اين است كه : من هيچ پست و ماموريتى ندارم مگر انذار و دعوت ، در نتيجه كسى را كه رو به من بياورد و دعوتم را بپذيرد هرگز طردش نمىكنم و نيز از اعمال گذشته اش تجسس نمىنمايم ، تا به حساب كرده هايشان برسم ، چون حسابشان بر پروردگار من است ، كه پروردگار همه عالم است ، نه بر من .
--> ( 1 و 2 ) روح المعانى ، ج 19 ، ص 107 .