السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

40

تفسير الميزان ( فارسي )

« فاسلك » كنيم . ليكن اين اشكال وارد نيست ، براى اينكه كلمه « من كل » در تقدير ، حال از « زوجين » و در نتيجه رتبه متاخر از آن است ، هم چنان كه ما نيز متاخر در تقدير گرفتيم و وقتى متاخر شد در نتيجه « اهلك » عطف به زوجين مىشود ، بدون اينكه دوباره « من كل » بر سر آن درآيد . و مراد از « اهل » خاصه و خانواده است ، و از ظاهر كلام برمىآيد كه مراد از آن هم خانواده او و هم مؤمنين به اويند ، چون در سوره هود گروندگان و مؤمنين به او را با خانواده او ذكر كرده و در اينجا همه را با كلمه « اهل » تعبير آورده . پس معلوم مىشود در اينجا همه آنهايى كه با نوح به كشتى درآمدند اهل آن جناب به حساب آمده‌اند . و مراد از * ( « مَنْ سَبَقَ عَلَيْه الْقَوْلُ مِنْهُمْ » ) * ، همسر او و پسر او است ، چون نوح از اين جمله همان را فهميده بود ، و اين دو تن كافر بودند و فرزندش از سوار شدن بر كشتى امتناع ورزيد ، و با اينكه به كوه پناهنده شد غرق گشته ، قضاى حتمى درباره اش جريان يافت . * ( « وَلا تُخاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ » ) * . در اين جمله نوح ( ع ) را نهى مىكند از سخن گفتن با خدا . و اين كنايه است از نهى شديد از وساطت و شفاعت ، چون مخاطبه را معلق بر « الذين ظلموا » كرده ، و نهى را هم تعليل كرده به اينكه « انهم مغرقون » پس كانه فرموده : من تو را نهى مىكنم از اينكه با من درباره اين كفار حرفى بزنى ، تا چه رسد به اينكه وساطت كنى ، چون غضب من شامل آنان شده ، شمولى كه هيچ چيز آن را دفع نمىكند . * ( « فَإِذَا اسْتَوَيْتَ أَنْتَ وَمَنْ مَعَكَ عَلَى الْفُلْكِ فَقُلِ ) * . . . * ( وَأَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ » ) * . خداى تعالى به نوح تعليم مىدهد كه بعد از جاى گرفتن در كشتى خدا را بر اين نعمت كه از قوم ظالمان نجاتش داد حمد گويد . و اين خود بيانى است بعد از بيان قبلى ، براى هلاكت كفار ، چون خبر مىدهد از اينكه حتما آنان غرق مىشوند و تو نجات پيدا مىكنى ، و نيز تعليم مىدهد كه از خدا در خواست كند تا از طوفان نجاتش داده ، در زمين فرودش آورد ، فرود آوردنى مبارك و داراى خيرى بسيار و ثابت ، چون او بهترين منزل دهندگان است . و از همين كه او را مامور كرده تا حمد و ستايشش كند ، و صفات جميلش را بر شمارد ، بر مىآيد كه نوح از بندگان مخلص خدا بوده ، چون خدا منزه است از اينكه به غير مخلصين چنين دستورى دهد ، و منزه است از توصيفى كه غير مخلصين براى او مىكنند ،