السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

4

تفسير الميزان ( فارسي )

نامبردگان ، آرى تنها ايشان وارثانند ( 10 ) . آنان كه بهشت فردوس را ارث برده و هم ايشان در آن جاودانند ( 11 ) . بيان آيات در اين سوره بر ايمان به خدا و روز قيامت دعوت شده و فرقهايى كه ميان مؤمنين و كفار هست شمرده شده است . صفات پسنديده و فضايى كه در مؤمنان و رذائل اخلاقى و اعمال زشتى كه در كفار هست ذكر شده و به دنبالش مژده ها و بيمها داده كه بيمهاى آن متضمن ذكر عذاب آخرت و بلاهاى دنيايى است . بلاهايى كه امتهاى گذشته را به خاطر تكذيب دعوت حق از بين برد و منقرض ساخت . و از دوران نوح ( ع ) گرفته از هر امتى نمونه اى ذكر كرده ، تا به عيسى ( ع ) رسيده است . سياق آيات اين سوره شهادت مىدهد كه اين سوره مكى است . * ( « قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ » ) * راغب در مفردات مىگويد : كلمه « فلح » - به فتحه فاء و سكون لام - به معناى شكافتن است و لذا مىگويند « الحديد بالحديد يفلح - آهن با آهن شكافته مىشود » . و كلمه « فلاح » به معناى ظفر يافتن و به دست آوردن و رسيدن به آرزو است . و اين به دو نحو است : يكى دنيوى ، و ديگرى اخروى ، اما ظفر دنيوى رسيدن به سعادت زندگى است ، يعنى ، به چيزى كه زندگى را گوارا سازد . و آن در درجه اول بقاء و سپس توانگرى و عزت است . و ظفر اخروى در چهار چيز خلاصه مىشود : بقايى كه فناء نداشته باشد ، غنايى كه دستخوش فقر نشود ، عزتى كه آميخته با ذلت نباشد و علمى كه مشوب با جهل نباشد ، و به همين جهت گفته‌اند : « عيشى جز عيش آخرت نيست » « 1 » . پس اگر دست يا بى به سعادت را فلاح خوانده‌اند ، به اين عنايت است كه موانع را شكافته ، كنار مىزند و رخسار مطلوب را نشان مىدهد . و كلمه « ايمان » به معناى اذعان و تصديق به چيزى و التزام به لوازم آن است ، مثلا ايمان به خدا در واژه هاى قرآن به معناى تصديق به يگانگى او و پيغمبرانش و تصديق به روز جزا و بازگشت به سوى او و تصديق به هر حكمى است كه فرستادگان او آورده‌اند . البته تا اندازه اى

--> ( 1 ) مفردات راغب ، ماده « فلح » .