السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
383
تفسير الميزان ( فارسي )
كلمه « مدائن » جمع مدينه به معناى شهر است و كلمه « حاشر » از حشر ، يعنى كوچ دادن به مكانى ديگر به زور و قهر است . معناى آيه اين است كه بزرگان قوم به فرعون گفتند : عده اى از نظاميان و از گارد مخصوص خود را بفرست به شهرستانها كه هر چه ساحر حاذق هست جمع نموده برايت بياورند ، تا به وسيله آنان با موسى معارضه كنى . و اگر تعبير كردند به سحار ، نه به ساحر ، براى اين بود كه به موسى گوشه اى زده باشند كه در شهرستانها ساحرانى هست كه از وى داناتر به فنون سحر هستند ، و بيشتر كار كردهاند . * ( « فَجُمِعَ السَّحَرَةُ لِمِيقاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ » ) * منظور از اين روز معلوم ، همان روز زينت است ، كه موسى و فرعون بر سر آن اتفاق نموده ، آن روز را براى مسابقه در سحر ، معين كردند ، كه در سوره طه به طور مفصل آمده و در اينجا ايجاز و اختصار به كار رفته است . * ( « وَقِيلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنْتُمْ مُجْتَمِعُونَ لَعَلَّنا نَتَّبِعُ السَّحَرَةَ إِنْ كانُوا هُمُ الْغالِبِينَ » ) * استفهام در اينجا براى تحريك مردم و تشويق به جمع شدن در آن روز است . زمخشرى در كشاف « 1 » درباره اين آيه گفتارى دارد كه حاصلش اين است كه : مراد از « اتباع و پيروى ساحران » پيروى از دين ايشان است ، چون ساحران به طورى كه از سياق آيات بعدى بر مىآيد علنى فرعون را مىپرستيدند ، و مرادشان اين بوده كه موسى را پيروى نكنند ، نه اينكه علاقه مند به پيروى ساحران بوده باشند ، چيزى كه هست صريحا نگفتند پيروى موسى را نكنيد ، بلكه به طور كنايه گفتند شايد ساحران را پيروى كنيد ، تا به اين وسيله ساحران را در اهتمام و جديت در بردن مسابقه تشويق كرده باشند . * ( « فَلَمَّا جاءَ السَّحَرَةُ قالُوا لِفِرْعَوْنَ أإِنَّ لَنا لأَجْراً إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغالِبِينَ قالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ إِذاً لَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ » ) * پرسش ساحران از اينكه آيا پاداشى هم داريم ، در معناى طلب مزد است و اگر گفتند : « ان كنا » و نگفتند : « اذا كنا نحن الغالبين » ، براى اين بود كه به فرعون قول قطعى بر غلبه ندهند ، هم چنان كه در كلام بعديشان گفتند : * ( « بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغالِبُونَ ) * - به عزت فرعون سوگند كه ما به طور قطع غلبه خواهيم كرد » ، ولى در اينجا قول قطعى ندادند ، تا فرعون را در حال دو دلى و شك بيفكنند ، تا در دادن اجر حريصتر شود .
--> ( 1 ) تفسير كشاف ، ج 2 ، ص 311 - 312 .