السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

384

تفسير الميزان ( فارسي )

و اتفاقا هم مؤثر واقع شد ، چون هم مزد برايشان قرار داد و هم اينكه وعده داد از مقربين خود قرارشان دهد . * ( « قالَ لَهُمْ مُوسى أَلْقُوا ما أَنْتُمْ مُلْقُونَ فَأَلْقَوْا حِبالَهُمْ وَعِصِيَّهُمْ وَقالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغالِبُونَ . فَأَلْقى مُوسى عَصاه فَإِذا هِيَ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ » ) * كلمه « حبال » جمع حبل است كه به معناى طناب است و كلمه « عصى » جمع عصا است و « تلقف » از مصدر « لقف » است كه به معناى بلعيدن به سرعت است و « يافكون » از افك است كه به معناى برگرداندن هر چيزى است از وجهه اصلىاش ، و نشاندادن آن بر خلاف آنچه كه هست و اگر سحر را افك خواند ، به همين جهت است كه سحر هر چيزى را از صورت واقعىاش برمىگرداند و صورتى خيالى به آن مىدهد ، و چون معناى آيات روشن است مىگذريم . « وأُلْقِيَ السَّحَرَةُ ساجِدِينَ قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِينَ رَبِّ مُوسى وَهارُونَ » مىخواهد بفرمايد : همين كه ساحران از موسى معجزات روشنش را ديدند آنچه را كه ديدند ، آن قدر دهشت زده و مبهوت شدند ، كه نتوانستند خود را حفظ كنند بى اختيار به سجده افتادند و خداى سبحان را سجده كردند و اگر نفرمود « سجده كردند » بلكه فرمود : « به خاك افتادند » براى همين است كه از بى اختيارى آنان خبر دهد ، و بفهماند طورى سجده كردند كه گويى ديگران ايشان را ( مانند يك موجود بى جان ) به زمين ريختند . در جمله * ( « آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِينَ » ) * ، مقصود از ايمان ، ايمان توحيد است ، هم چنان كه قبلا هم گفتيم كه اعتراف به رب العالمين بودن خدا ، جز با توحيد و انكار الوهيت آلهه تمام نمىشود . و در جمله * ( « رَبِّ مُوسى وَهارُونَ » ) * علاوه بر اقرار به توحيد ، اعتراف به رسالت موسى و هارون نيز كرده‌اند . * ( « قالَ آمَنْتُمْ لَه قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّه لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ » ) * گوينده اين سخن فرعون است ، و مرادش از اينكه گفت : * ( « آمَنْتُمْ لَه قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ » ) * اين است كه چرا بدون اجازه من به وى ايمان آورديد ، و كلمه « قبل » در اينجا معناى خود را نمىدهد ، هم چنان كه در آيه « لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي » « 1 » نداده . زيرا اگر كلمه قبل را به معناى خودش بگيريم ، آن وقت مفاد آيه اين مىشود كه

--> ( 1 ) دريا تمام مىشود بدون اينكه كلمات پروردگارم تمام شود . سوره كهف ، آيه 109 .