السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
368
تفسير الميزان ( فارسي )
هر امر و اتقان رأى در عمل به آن نظريه است و اگر بگويى آيه شريفه صريح است در اينكه موهبت حكم ، بعد از داستان قتل به موسى ( ع ) داده شد ولى مفاد آيات سوره قصص اين است كه اين موهبت قبل از داستان قتل به موسى ( ع ) داده شده چون فرموده : « وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّه وَاسْتَوى آتَيْناه حُكْماً وَعِلْماً وَكَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ وَدَخَلَ الْمَدِينَةَ » « 1 » و بعد از آن داستان قتل و فرار كردن را ذكر مىكند بنا بر اين ميان اين دو آيه چگونه مىتوان جمع نمود و رفع تناقض كرد ؟ در جواب مىگوييم : كلمه حكم ، هم در آيه مورد بحث و هم در آيه سوره قصص بطور نكره آمده و اين خود اشعار دارد بر اينكه اين دو حكم با هم فرق دارند و درباره خصوص تورات كه متضمن حكم بوده فرموده : « وَعِنْدَهُمُ التَّوْراةُ فِيها حُكْمُ اللَّه » « 2 » و ما مىدانيم كه تورات بعد از غرق شدن فرعون و نجات دادن بنى اسرائيل نازل شده . پس مىتوان گفت كه به موسى ( ع ) در چند نوبت مراتبى از حكم داده شده بود كه بعضى از مراتب آن ما فوق بعضى ديگر بوده ، حكمى قبل از كشتن قبطى و حكمى ديگر بعد از فرار و قبل از مراجعتش به مصر ، و حكمى ديگر بعد از غرق شدن فرعون و در هر بار ، مرتبه اى از حكم را به او داده بودند تا آنكه با نزول تورات حكمت را برايش تمام كردند . و اين را اگر بخواهيم تشبيه كنيم ، نظير فطرتى است كه خداوند در چند مرحله به آدمى ارزانى مىدارد ، يك مرحله ضعيف آن ، همان سلامت فطرتى است كه در حال كودكى به آدمى مىدهد و مرحله بالاتر آن را در حال بزرگى كه آدمى به خانه عقل مىنشيند ارزانى مىكند كه نامش را اعتدال در تعقل ، وجودت در تدبير مىگذاريم و مرحله قوىتر آن را بعد از ممارست در اكتساب فضائل مىدهد ، زيرا مرحله دوم ، آدمى را وادار به كسب فضائل مىكند و چون اين كسب فضائل تكرار شد حالتى در آدمى پديد مىآيد به نام ملكه تقوى و اين سه حالت در حقيقت يك چيز و يك سنخ است ، كه به تدريج و در حالى بعد از حال ديگر نمو مىكند . از آنچه گذشت معلوم شد اينكه بعضى « 3 » از مفسرين حكم را به نبوت تفسير كردهاند صحيح نيست ، چون از لفظ آيه و نيز از مقام آن دليلى بر گفته خود ندارند .
--> ( 1 ) و چون به حد رشد رسيد و جوان شد او را حكم و علم داديم و همه نيكوكاران را اينطور پاداش مىدهيم ، سپس داخل شهر شد . سوره قصص ، آيه 14 و 15 . ( 2 ) نزد ايشان تورات است كه در آن حكم خداست . سوره مائده ، آيه 43 . ( 3 ) روح المعانى ، ج 19 ، ص 69 .