السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

341

تفسير الميزان ( فارسي )

منزلتى نداريد و وجود و عدمتان نزد او يكسان است ، براى اينكه شما او را تكذيب كرديد ، پس ديگر هيچ خيرى در شما اميد نمىرود و به زودى اين تكذيب به شديدترين وجه ، ملازم شما خواهد شد و اگر باز هم خدا شما را مىخواند تنها به منظور اتمام حجت بر شما است و يا براى اين است كه شايد شما از تكذيب دست برداريد . و اين تفسير ، تفسير خوبى است . بعضى « 1 » ديگر گفته‌اند : جمله « دعاؤكم » از باب اضافه مصدر به فاعل است . و مراد از دعا هم عبادت خداى سبحان است و معنا اين است كه : بگو پروردگار من اعتنا و اهتمامى به كار شما ندارد و يا شما را باقى نمىگذارد اگر او را عبادت نكنيد . ولى اين تفسير با تفريع بعدى يعنى جمله * ( « فَقَدْ كَذَّبْتُمْ » ) * نمىسازد و به وجه روشنى نتيجه جمله مورد بحث قرار نمىگيرد و اگر جمله مورد بحث از باب اضافه مصدر به فاعل خودش و مراد از « دعاؤكم » « دعايتان » بود ، جا داشت ديگر تفريع نكند و بدون « فا » ى تفريع بفرمايد : « و قد كذبتم » . علاوه بر اين ، هميشه وقتى مصدرى به فاعل خود اضافه مىشود دلالت مىكند بر اينكه عمل قبلا انجام شده و يا در حال انجام است و مشركين مورد بحث آيه ، نه قبلا خدا را عبادت كرده بودند و نه در آن حال ، و به همين جهت حق كلام اين بود كه بفرمايد : « لو لا ان تدعوه - اگر او را نخوانيد » ، دقت فرمائيد . اين آيه شريفه ، خاتمه سوره فرقان است و در آن بازگشتى به غرض سوره شده و گفتار سوره در آن خلاصه گشته است ، چون همه گفتگوى سوره پيرامون اعتراض مشركين بر رسول خدا ( ص ) و بر قرآن نازل به روى و تكذيبشان به پيغمبر و قرآن بود . بحث روايتى در مجمع البيان در ذيل جمله * ( « الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الأَرْضِ هَوْناً » ) * از امام صادق ( ع ) روايت آورده كه فرمود : كسانى هستند كه وقتى راه مىروند همانطور كه جبلى و طبيعى ايشان است قدم بر مىدارند و در راه رفتن تصنع نمىكنند و به طور غير طبيعى و با تكبر راه نمىروند « 2 » .

--> ( 1 ) روح البيان ، ج 6 ، ص 256 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 179 .