السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
313
تفسير الميزان ( فارسي )
در اين آيه التفاتى است از سياق تكلم با غير ( ما ) - كه در آيات سابق بود - به سياق غيبت و نكته اش اين است كه مراد از اين آيه و آيات بعد از آن ، بيان اين جهت است كه امر هدايت به دست خدا است و رسول خدا ( ص ) هيچ اختيارى در اين باب ندارد و خدا هم اراده نكرده آنان را هدايت كند و رسالت و دعوت حقه انبياء ، در مقابل ضلالتى كه چون سايه بر اهل ضلال گسترده شده و برداشتن ضلال از هر كس كه بخواهد ، از شاخه هاى سنت عمومى الهى است در گستردن رحمت بر خلق ، همانطور كه آفتاب را بر زمين مىگستراند ، و سايه گسترده در آن را بر مىدارد . و معلوم است كه خطابى كه متضمن بيان اين حقيقت است ، چيزى نيست كه اختصاص به رسول خدا ( ص ) داشته باشد ، مخصوصا با اينكه قبلا از آن جناب قدرت بر هدايت را سلب كرده بود ، پس آن جناب نبايد مخاطب قرار گيرد ، اما كفار ، آنها هم كه هواى خود را إله خود گرفتهاند و گوش و عقل خود را از كف دادهاند ، نبايد مخاطب شوند ، ناگزير بايد سياق از خطاب و تكلم ، به غيبت التفات يابد . و در جمله * ( « ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْه دَلِيلًا ثُمَّ قَبَضْناه إِلَيْنا » ) * رجوعى دوباره است از سياق غيبت به همان تكلم سابق ، و اين برگشتن ، علاوه بر آن نكته كه گفته شد ، اظهار عظمت و كبريايى او نيز هست . و گفتار در جمله * ( « وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ . . . » ) * و جمله * ( « وَهُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّياحَ . . . » ) * و جمله * ( « وَهُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ . . . » ) * و جمله * ( « وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً . . . » ) * همان گفتارى است كه در ذيل جمله * ( « ألَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ . . . » ) * گذشت ، و همچنين گفتار در جمله * ( « وَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً . . . » ) * و جمله * ( « وَلَقَدْ صَرَّفْناه بَيْنَهُمْ » ) * و جمله * ( « وَلَوْ شِئْنا لَبَعَثْنا » ) * همان گفتارى است كه در ذيل جمله * ( « ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ » ) * گذشت . * ( « وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِباساً وَالنَّوْمَ سُباتاً وَجَعَلَ النَّهارَ نُشُوراً » ) * « لباس بودن شب » از اين باب است كه ظلمت آن مانند لباس و پرده ، آدمى را مىپوشاند و به طورى كه راغب گفته : « سبات » بودن خواب به معناى اين است كه در هنگام خواب آدمى از هر كارى منقطع مىشود ، و معناى « نشور » قرار دادن روز ، اين است كه حركت و طلب رزق را در روز قرار داده است « 1 » . و اين معانى ، يعنى پوشيدن خداى تعالى آدميان را با لباس شب ، و قطع ايشان از عمل
--> ( 1 ) مفردات راغب ، ماده « سبت » و « نشر » .