السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

314

تفسير الميزان ( فارسي )

و جنب و جوش و سپس منتشر كردنشان در روز براى سعى و عمل ، حالش حال همان گستردن سايه و دليل قرار دادن آفتاب بر وجود سايه و گرفتن سايه به وسيله آفتاب به سوى خود مىباشد . * ( « وَهُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّياحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِه وَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُوراً » ) * كلمه « بشر » - به ضمه باء و سكون شين - مخفف « بشر » - به دو ضمه - است كه جمع « بشور » به معناى مبشر است و معناى آيه اين است كه : خداى تعالى كسى است كه بادها را مىفرستد تا قبل از آمدن رحمتش ( باران ) ، بشارت آن را بياورد . و مقصود از « سماء » در جمله « و از سماء آبى طهور نازل كرديم » جهت بالا است كه همان جو بالاى زمين است ، و « ماء طهور » به معناى نهايت درجه پاكى است كه هم خودش طاهر است و هم طاهر كننده غير خودش مىباشد ، چركها و كثافات را مىبرد و رفع حدث مىكند ، بنا بر اين ، كلمه طهور به طورى كه ديگران هم گفته‌اند صيغه مبالغه است . * ( « لِنُحْيِيَ بِه بَلْدَةً مَيْتاً وَنُسْقِيَه مِمَّا خَلَقْنا أَنْعاماً وَأَناسِيَّ كَثِيراً » ) * كلمه « بلدة » معروف است ، ولى بعضى « 1 » گفته‌اند : مراد از آن مطلق مكان است ، هم چنان كه در آيه « وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُه بِإِذْنِ رَبِّه » « 2 » همين معنا منظور است و به همين جهت وقتى براى كلمه « بلد » صفت مىآورد ، مذكر ( ميت ) مىآورد ، نه مؤنث ( ميته ) ، و اين به اعتبار معناى منظور از كلمه مىباشد كه مكان است ، زيرا اگر معناى مكان منظور نبود بلكه معناى « شهر » منظور بود بايد صفتش را مؤنث مىآورد و مىفرمود : « بلدة ميتة » . و مكان ميت ، آن سر زمينى است كه گياه نروياند ، و احياى آن به همين است كه با فرستادن باران ، سبز و خرمش كند ، و كلمه « اناسى » جمع انسان است ، و معناى آيه روشن است . حال شامل شدن مرگ بر زمين و احتياج چارپايان و انسانها به آب و نازل كردن آب پاك كننده از آسمان و زنده كردن زمين مرده را با آن و سيراب كردن چارپايان و انسانهاى بسيار ، حال همان گستردن سايه است و سپس قرار دادن آفتاب را دليل بر آن و سپس از بين بردنش به وسيله آفتاب ، كه بيانش گذشت . * ( « وَلَقَدْ صَرَّفْناه بَيْنَهُمْ لِيَذَّكَّرُوا فَأَبى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُوراً » ) * از ظاهر اتصال آيه به ما قبل برمىآيد كه ضمير در « صرفناه » به كلمه « ماء » بر

--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 19 ، ص 31 . ( 2 ) سرزمين پاك ، گياهش به اذن پروردگارش بيرون مىآيد . سوره اعراف ، آيه 58 .