السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

275

تفسير الميزان ( فارسي )

باشد ، هم چنان كه در قرآن فرموده : « قالُوا هذِه أَنْعامٌ وَحَرْثٌ حِجْرٌ - گفتند اينها چهارپايان و زراعتى حرامند » و نيز فرموده : * ( « وَيَقُولُونَ حِجْراً مَحْجُوراً » ) * و كلمه * ( « حِجْراً مَحْجُوراً » ) * اصطلاحى بود از مشركين كه هنگام ديدن كسى كه از او ترسى داشتند به زبان مىآوردند ، و قرآن كريم در اين آيه مىفرمايد كفار وقتى ملائكه را ببينند آن وقت هم اين كلمه را مىگويند ، و خيال مىكنند گفتن آن فايده اى برايشان دارد « 1 » . و از خليل نقل شده كه گفته در جاهليت وقتى شخصى كسى را كه از او مىترسيد مىديد اگر در ماه‌هاى حرام بود ، براى اينكه او را نكشد مىگفت : * ( « حِجْراً مَحْجُوراً » ) * يعنى بر تو حرام است كه متعرض من شوى ، چون ماه ، ماه حرام است آن شخص هم متعرضش نمىشد « 2 » و از ابى عبيدة نقل شده كه گفته است اين يك افسونى بود براى عرب ، كه هر وقت از كسى مىترسيد ، چون در حرم و يا شهر حرام به او بر مىخورد ، اين كلمه را مىگفت ، و اين در وقتى بود كه خونى در ميان آنان بود « 3 » . پس كلمه « يوم » در جمله * ( « يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلائِكَةَ لا بُشْرى يَوْمَئِذٍ لِلْمُجْرِمِينَ » ) * به طورى كه « 4 » گفته شده ، ظرف است براى جمله « لا بشرى » و كلمه « يومئذ » تاكيد آن است و مراد از جمله « لا بشرى » نفى جنس ، و مراد از « مجرمين » هر كسى است كه متصف به جرم باشد ، چيزى كه هست در مورد آيه ، مقصود جرم شرك است ، و مجرمين همان كسانى هستند كه اميد لقاى خدا را ندارند ، كه قبلا ذكرشان به ميان آمده بود ، و معناى آيه اين است : روزى كه اين مجرمين اميدوار به لقاى خدا نيستند ملائكه را ببينند ، در آن موقع هيچگونه بشارتى - به طور نفى جنس - براى عموم مجرمين كه اينان طايفه اى از آنانند نخواهد بود . و آن روز از ترس ، * ( « حِجْراً مَحْجُوراً » ) * مىگويند ، و فاعل « يقولون » همان مشركينند يعنى مشركين آن روز به ملائكه اى كه قصد عذاب ايشان را دارند * ( « حِجْراً مَحْجُوراً » ) * مىگويند ، و مقصودشان اين است كه ما را پناه دهيد . بعضى « 5 » از مفسرين گفته‌اند ضمير جمع « مىگويند » به ملائكه بر مىگردد ، و معنايش اين است كه ملائكه به مشركين مىگويند : « حراما محرما عليكم سماع البشرى » ، يعنى حرام و محرم است بر شما شنيدن بشارت و يا

--> ( 1 ) مفردات راغب ، ماده « حجر » . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 167 . ( 3 ) روح المعانى ، ج 19 ، ص 6 . ( 4 ) روح المعانى ، ج 19 ، ص 4 . ( 5 ) روح المعانى ، ج 19 ، ص 6 .