السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
259
تفسير الميزان ( فارسي )
و اين آيه حال آتش دوزخ را نسبت به آنان وقتى كه در روز جزا با آن مواجه مىشوند چنين تمثل مىكند ، كه همانند شير در هنگام ديدن شكار خود فرياد مخصوص خود را در مىآورد . * ( « وَإِذا أُلْقُوا مِنْها مَكاناً ضَيِّقاً مُقَرَّنِينَ دَعَوْا هُنالِكَ ثُبُوراً » ) * كلمه « مكانا » به خاطر حذف حرف جر « فى » منصوب شده . و كلمه « ثبور » به معناى ويل و هلاكت است . كلمه « مقرنين » جمع مقرن ، اسم مفعول تقرين است ، كه به معناى بسته شدن با غل و زنجير است . بعضى « 1 » ديگر گفتهاند : « به معناى اين است كه قرين شيطانها شوند » ولى اين معنا از لفظ آيه بر نمىآيد و معناى آيه اين است كه وقتى در روز جزا كتبسته در جايى تنگ از آتش بيفتند آنجا صدايشان به واويلا بلند مىشود ، اما واويلايى كه نتوان وصفش كرد . * ( « لا تَدْعُوا الْيَوْمَ ثُبُوراً واحِداً وَادْعُوا ثُبُوراً كَثِيراً » ) * استغاثه كردن با « ويل و ثبور » ، خود نوعى حيله براى نجات از شدايد است ، و چون روز قيامت روز جزاست و بس ( نه روز عمل و اعمال حيله ) ، لذا هيچ چاره اى در آن روز بيچارگى و شدت را رفع نمىكند ، يكى از چاره ها و حيله ها هم كه صدا كردن به ويل و ثبور است به هيچ وجه مؤثر نمىافتد ، و لذا در اين آيه مىفرمايد يك بار واويلا نگوييد ، بلكه بسيار بگوييد ، كنايه از اينكه هر چه بگوييد چه كم و چه زياد در بى نتيجه بودن يكسان است . بنا بر اين آيه مورد بحث همان معنايى را مىرساند كه آيه « اصْلَوْها فَاصْبِرُوا أَوْ لا تَصْبِرُوا سَواءٌ عَلَيْكُمْ » « 2 » و همچنين آيه « سَواءٌ عَلَيْنا أجَزِعْنا أَمْ صَبَرْنا ما لَنا مِنْ مَحِيصٍ » « 3 » در مقام افاده آن مىباشد بعضى « 4 » از مفسرين گفتهاند : مراد اين است كه عذاب شما طولانى و ابدى است ، و با يك واويلا گفتن تمام نمىشود ، بلكه واويلا گفتن كار هميشگى شما خواهد بود . ولى اين وجه از لفظ آيه بعيد است . * ( « قُلْ أذلِكَ خَيْرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ ) * . . . * ( مَسْؤُلًا » ) * « ذلك » اشاره به سعير و آن اوصافى است كه برايش ذكر فرموده بود در اين آيه رسول
--> ( 1 ) روح المعانى ج 18 ، ص 244 . ( 2 ) داخل آتش شويد چه صبر بكنيد و يا نكنيد برايتان يكسان است . سوره طور ، آيه 16 . ( 3 ) بر ما يكسان است چه جزع كنيم ، چه صبر پيشه سازيم ، هيچ راه نجاتى برايمان نخواهد بود . سوره ابراهيم ، آيه 21 . ( 4 ) روح المعانى ، ج 18 ، ص 244 .