السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
252
تفسير الميزان ( فارسي )
اين نكته است كه سر خود كفار را هم مىداند ، و مىداند كه سر ايشان استدعاى شمول مغفرت و رحمت الهى به ايشان را دارد ، و هر چند به زبان چنين تقاضايى ندارد ، چون كافرند ، ولى فطرت آنان طالب سعادت ، و حسن عاقبت است ، كه حقيقتش همان سعادت انسانيت مىباشد ، و سعادت انسانيت با شمول مغفرت و رحمت دست مىدهد ، هر چند كه بسيارى از كفار آن را از غير مغفرت و رحمت مىطلبند ، و در تمتع از حيات مادى و زينتهاى ناپايدار آن جستجو مىكنند ، بنا بر اين ، معنايى كه ما براى آيه كرديم ، آيه شريفه حجتى است برهانى بر حقيقت دعوت رسول خدا ( ص ) ، كه قرآن مشتمل بر آن است ، و بر بطلان ادعاى كفار كه آن را افك و از اساطير اولين خواندند . و بيان حجت مذكور اين است كه : خداى سبحان سر نهفته در آسمانها و زمين را مىداند ، در نتيجه اسرارى را هم كه در جبلت و فطرت شما نهفته است مىداند ، و خبر دارد كه شما فطرتا دوستدار سعادت و طالب حسن عاقبتيد ، و حقيقت آن سعادت همانا رستگارى در دنيا و آخرت است ، و چون خداى سبحان غفور و رحيم است ، لازمه اين دو صفتش اين است كه آنچه را كه شما به زبان فطرت ، و سرخود مىطلبيد اجابت كند ، و شما را به راه رسيدن به خواسته تان هدايت فرمايد ، و در نتيجه شما را به سعادتتان نائل سازد . و اين كتاب همان راه را براى شما بيان مىكند ، پس افك مفترى بر خدا نيست ، و از قبيل اساطير اولين نيز نيست ، بلكه كتابى است متضمن آنچه شما به فطرت خود مىخواهيد ، و در سر خود استدعايش مىكنيد ، ناگزير اگر داعى اين كتاب ( رسول خدا ص ) را اجابت كنيد ، مغفرت و رحمت شامل حالتان مىشود ، و اگر سر پيچى نماييد از آن محروم مىمانيد . پس اين قرآن كتابى است نازل از طرف خدا ، چون اگر آن طور كه خود اين كتاب مىگويد نباشد ، يعنى نازل از طرف خدا نباشد ، و به سوى حقيقت سعادت رهنمون نباشد ، و به سوى حق محض دعوت نكند ، به طور مسلم بايد بياناتش مختلف شود ، گاهى شما را به چيزى بخواند كه خيرتان در آن است ، يعنى شما را به سوى مغفرت و رحمت خدا بخواند ، و زمانى شما را به سوى شر و ضررتان دعوت كند ، يعنى به چيزى بخواند كه خشم خداى را بر مىانگيزد ، و شما را مستوجب عقوبت مىكند . * ( « وَقالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ وَيَمْشِي فِي الأَسْواقِ لَوْ لا أُنْزِلَ إِلَيْه مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَه نَذِيراً أَوْ يُلْقى إِلَيْه كَنْزٌ أَوْ تَكُونُ لَه جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْها » ) * اين آيه حكايت طعنه اى است كه به رسول خدا ( ص ) مىزدند ، بعد از