السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
206
تفسير الميزان ( فارسي )
تعليل اضراب در ذيل آيه قبلى است ، كه مىفرمود : * ( « بَلْ أُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ » ) * . آيه مورد بحث با جمله * ( « وَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ » ) * خاتمه يافته كه در آن رستگارى منحصر در مؤمنين شده نه اينكه مؤمنين منحصر در رستگارى شده باشند « 1 » . * ( « وَمَنْ يُطِعِ اللَّه وَرَسُولَه وَيَخْشَ اللَّه وَيَتَّقْه فَأُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ » ) * اينكه آيه شريفه در سياق آيات قبلى وارد شده به انضمام آيه قبلش اين معنا را مىرساند كه در مقام تعليل - و به منزله كبرايى كلى - براى آيه قبل است كه چون حكم مىكرد به رستگارى هر كس كه مؤمن باشد ، و حكم خدا و رسول را با كلمه « سمعا و طاعة » پاسخ گويد ، گويى گفته : كسى كه مطيع خدا و رسول او است و مؤمن حقيقى هم هست ، و هم در باطن او ترس خدا ، و هم در ظاهر او به شهادت تقوايش ترس از خدا مىباشد ، رستگار است و قاعده و كبراى كلى اين است كه به طور كلى هر كس خدا و رسول او را اطاعت كند و از خدا بترسد و تقوى پيشه كند ، تنها اين چنين كسان رستگارانند ، ( فوز و فلاح به يك معنا است ) . اين آيه شريفه هم شامل داعى به حكم خدا و رسول مىشود كه خصم منازع خود را دعوت مىكند كه : « بيا خدا و رسول را حكم خود قرار دهيم » ، و هم شامل مدعو مىشود ، در صورتى كه دعوت داعى را بپذيرد ، و به داورى خدا و رسول رضايت دهد ، بنا بر اين در تعليل آيه مورد بحث يك اضافه اى بر تعليل آيه قبل هست ، چون به هر دو طرف يعنى هم به داعى و هم به مدعو وعده حسن مىدهد . « وَأَقْسَمُوا بِاللَّه جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَيَخْرُجُنَّ قُلْ لا تُقْسِمُوا طاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ . . . » كلمه « جهد » به معناى طاقت است و تقدير آيه اين است كه : « اقسموا باللَّه مبلغ جهد هم فى ايمانهم » يعنى سوگند خوردند به خدا نهايت قدرتى كه در خوردن سوگند داشتند ، و مراد اين است كه قسمهاى غلاظ و شدادى خوردند كه ديگر سوگندى از آن غليظتر نداشتند . و ظاهرا مراد از جمله « ليخرجن » خروج به سوى جهاد باشد ، چون در عده اى از آيات نيز به اين معنا تصريح شده ، مانند آيه « وَلَوْ أَرادُوا الْخُرُوجَ لأَعَدُّوا لَه عُدَّةً وَلكِنْ كَرِه اللَّه انْبِعاثَهُمْ ، فَثَبَّطَهُمْ وَقِيلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقاعِدِينَ ، لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ ما زادُوكُمْ إِلَّا خَبالًا » « 2 » .
--> ( 1 ) و فرق ايندو روشن است ، مثلا يك وقت مىگوييم تنها زيد رستگار است ، معنايش اين است كه ديگران رستگار نيستند ، و يك وقت مىگوييم زيد تنها رستگار است معنايش اين است كه غير از رستگارى چيزى ندارد « مترجم » . ( 2 ) اگر مىخواستند بيرون شوند قبلا خود را آماده مىكردند ، و ليكن خدا از بيرون آمدنشان براى جهاد كراهت داشت ، ناگزير از حركت بازشان داشت ، و گفته شد بنشينيد با نشستگان ، چون اگر هم بيرون مىشدند جز اخلال ادراك شما ثمره اى نداشتند . سوره توبه ، آيات 46 و 47 .