السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

205

تفسير الميزان ( فارسي )

سياق جمله * ( « إِنَّما كانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ » ) * كه كلمه « كان » در آن قيد شده ، و نيز وصف ايمان در كلمه « مؤمنين » دلالت دارد بر اينكه گفتن « شنيديم و اطاعت كرديم » در پاسخ به دعوت به سوى خدا و رسول او ، مقتضاى ايمان به خدا و رسول است ، ( چون كلمه « كان » و مؤمنين مىرساند كه دارندگان صفت ايمان همواره چنين بوده‌اند ) ، آرى ، مقتضاى اعتقاد قلبى بر پيروى آنچه خدا و رسول بدان حكم مىكنند همين است كه دعوت به حكم خدا و رسول را لبيك بگويند ، نه اينكه آن را رد كنند . بنا بر اين مراد از جمله * ( « إِذا دُعُوا إِلَى اللَّه وَرَسُولِه لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ » ) * دعوت بعضى از مردم است كه به منازع خود پيشنهاد كرده‌اند : « بيا تا خدا و رسول را بين خود حكم قرار دهيم » ، به دليل اينكه جمله با لفظ « اذا » آغاز شده ، و اگر اين آيه درباره مورد خاصى نبود ، بلكه مراد از آن دعوت عمومى خدا و رسول ، و يا به عبارت ديگر حكم خدا به وجوب رجوع هر دو نفر متخاصم به حكم او و حكم رسول او بود ، قهرا حكمى ابدى بود ، ديگر جا نداشت به زمان - اذا - مقيد شود . از اينجا روشن مىشود اينكه بعضى از مفسرين گفته‌اند : فاعل « دعوا » كه حذف شده همان خدا و رسول است و معناى آيه اين است كه وقتى خدا و رسول ايشان را مىخوانند چنين و چنان مىگويند صحيح نيست ، بله ، بالآخره مرجع دعوت باز به دعوت خدا و رسول است ، ولى اين حقيقت باعث نمىشود كه ما كلمه « دعوا » را كه صيغه مجهول است به « دعا » كه صيغه معلوم است معنا كنيم . و به هر حال آيه شريفه مىخواهد سخن مؤمنين را در هنگامى و يا در فرضى كه دعوت مىشوند به پذيرفتن حكم خدا و رسول منحصر كند در يك كلام و آن اين است كه « * ( سَمِعْنا وَأَطَعْنا ) * - چشم اطاعت مىكنيم » كه معنايش سمع و طاعت دعوت الهى است ، حال چه اينكه دعوت كننده را يكى از دو متخاصم به ديگرى فرض كنيم ، و يا دعوت كننده را خدا و رسولش بدانيم ، و يا بگوييم مقصود سمعا و طاعة در برابر دعوت خدا يا يكى از دو متخاصم نيست ، بلكه مراد سمعا و طاعة در برابر حكم خدا و رسول است ، هر چند كه احتمال اخير بعيد است . حال كه سخن مؤمنين در هنگام دعوت منحصر شد به * ( « سَمِعْنا وَأَطَعْنا » ) * لازمه آن اين است كه مؤمنين در چنين هنگامى دعوت خدا را رد نكنند . پس اگر كسى رد كند معلوم مىشود مؤمن نيست ، چون رد حكم خدا خروج از طور و حد ايمان است ، هم چنان كه جمله * ( « بَلْ أُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ » ) * هم به بيانى كه گذشت آن را افاده مىكند پس آيه شريفه در مقام