السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

204

تفسير الميزان ( فارسي )

* ( « أَمْ يَخافُونَ أَنْ يَحِيفَ اللَّه عَلَيْهِمْ وَرَسُولُه » ) * - يعنى اعراض كنند ، به اين بهانه كه بترسند كه خدا و رسولش به ايشان ظلم و جور كنند ، به احتمال اينكه شريعت الهى كه دنبال آن حكم رسول خدا ( ص ) است بر اساس جور و حقكشى بنا شده ، و يا رسول خدا ( ص ) در قضاء و داوريش رعايت حق را نكند . جمله « * ( بَلْ أُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ) * » اعراض از ترديد سابق با همه شقوق سه گانه آن است ، و معنايش اين است كه : اگر براى داورى نزد رسول خدا نيامدند نه به خاطر شك بود و نه به خاطر جابرانه بودن احكام دين و نه ترس از خيانت رسول ، چون اگر علت يكى از اينها مىبود در صورتى هم كه حق با آنها بود با اذعان پيش نمىآمدند و آيه شريفه مىفرمايد اگر حق با آنها بود مىآمدند پس مىفهميم كه علت يكى از آن سه وجه مذكور نبوده بلكه همان ظلم و ستم پيشگى و لا ابالىگرى آنان بوده ، و اگر سبب اعراضشان ترس از ظلم و جور خدا و رسول بود ، كه خدا از ظلم مبرا و رسولش هم از آن منزه است پس اعراضشان از اجابت دعوت به حكم خدا و رسول او جز اين كه گفتيم علتى ندارد . و ظاهرا مراد از ظلم ، تعدى از حد ايمان است با اقرار زبانى به آن كه قبلا هم فرموده بود * ( « وَما أُولئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ » ) * و يا مراد خصوص تعدى به حقوق غير مالى است . و اگر مراد مطلق ظلم باشد ، اعراض از ترديد با شقوق سه گانه سابق صحيح نبود ، زيرا خود آن شقوق سه گانه از مطلق ظلم است ، ( براى اينكه با داشتن شك و احتمال ، جابرانه بودن دين يا خيانت رسول اقرار بدين ظلم است ) كه آيه بعدى هم بر آن دلالت دارد . پس از آنچه گذشت ، روشن شد كه ترديد در اسباب اعراض بين امور سه گانه به تقديرى كه نفاق نداشته باشند ، ترديدى است ، حاصر ، و اقسام سه گانه هم متغاير ، چون حاصل معنا اين مىشود كه اينان منافق و غير مؤمنند ، براى اينكه اگر اين طور نباشند اعراضشان يا از ضعف ايمان است ، و يا از زايل شدن آن به علت ارتياب و شك است ، و يا از ترس بدون جهت است ، چون ترسيدن از مراجعه به حكم حاكم وقتى است كه آدمى احتمال جور در حكم و انحراف از حق به باطل بدهد ، و چنين احتمالى در حكم خدا و رسول او نيست . مفسرين در كلماتشان بحث در پيرامون ترديد و اضراب را طول داده‌اند ، و به گمانم آنچه ما آورديم كافى باشد ، و اگر كسى نخواهد به اين مقدار اكتفاء كند بايد به تفاسير مفصل مراجعه نمايد . * ( « إِنَّما كانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّه وَرَسُولِه لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنا وَأَطَعْنا . . . » ) *