السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
195
تفسير الميزان ( فارسي )
و در توحيد است كه از امام صادق ( ع ) روايت شده كه از آيه * ( « اللَّه نُورُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ مَثَلُ نُورِه كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ » ) * سؤال شد ، حضرت فرمود : اين مثلى است كه خدا براى ما اهل بيت زده كه پيغمبر و ائمه ( ص ) از ادله خدا و آيات اويند ، آياتى كه مردم به وسيله آن به سوى توحيد و مصالح دين و شرايع اسلام و سنن و فرائض هدايت مىشوند « و لا قوة الا باللَّه العلى العظيم » « 1 » . مؤلف : اين روايت از قبيل اشاره به بعضى مصاديق است و آن افضل مصاديق است كه رسول خدا ( ص ) و طاهرين از اهل بيت آن جنابند ، و گرنه آيه شريفه به ظاهرش شامل غير ايشان نيز مىشود و انبياء و اوصياء و اولياء همه را شامل مىگردد . بله ، عموميت آيه اين قدر هم نيست كه همه مؤمنين را هم شامل شود ، چون در وصف مصاديق صفاتى را قيد كرده كه شامل همه نمىشود ، مانند اينكه بيع و تجارت ايشان را از ياد خدا غافل نمىسازد و معلوم است كه غير نام بردگان هر قدر هم ايمانشان كامل باشد باز دچار غفلت مىشوند . روايات متعددى هم از طرق شيعه وارد شده كه مفردات آيه نور را به رسول خدا ( ص ) و اهل بيت او تطبيق مىكند و اين البته صرف تطبيق است نه تفسير ، دليل اينكه تطبيق است نه تفسير ، اختلاف اين روايات است ، مثلا در روايت كلينى در روضه كافى كه به سند خود از جابر از ابى جعفر ( ع ) آورده ، آمده كه « مشكاة » قلب رسول خدا ( ص ) و « مصباح » نورى است كه علم در آن است و « زجاجه » على و يا قلب على ( ع ) و « شجره مباركه زيتونه » - كه نه شرقى است و نه غربى - ابراهيم خليل ( ع ) است ، كه نه يهودى بود و نه نصرانى ، و جمله * ( « يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ » ) * را معنا كرده كه نزديك است اولاد ايشان به نبوت سخن گويند ، و لو فرشته وحيى به ايشان نازل نشود « 2 » . ولى در روايتى كه توحيد به سند خود از عيسى بن راشد از امام باقر ( ع ) آورده ، آمده است كه « مشكاة » نور علم در سينه رسول خدا ( ص ) و « زجاجه » سينه على ( ع ) است كه * ( « يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْه نارٌ » ) * نزديك است عالم از آل محمد به علم تكلم كند قبل از آنكه سؤال شود ، * ( « نُورٌ عَلى نُورٍ » ) * امامى است كه مؤيد به نور علم
--> ( 1 ) توحيد صدوق ، ص 157 ، ح 2 . ( 2 ) روضه كافى ، ج 8 ، ص 379 ، ح 574 .