السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

161

تفسير الميزان ( فارسي )

مىنگريست ، تا داخل كوچه تنگى كه امام آن را زقه بنى فلان ناميد ، شد ، و در آنجا استخوان و يا شيشه اى كه در ديوار بود به صورت مرد گير كرده آن را بشكافت ، همين كه زن از نظرش غايب شد متوجه گرديد كه خون به سينه و لباسش مىريزد ، با خود گفت : به خدا سوگند نزد رسول خدا ( ص ) مىشوم و جريان را به او خبر مىدهم . سپس فرمود : جوان نزد آن جناب شد و رسول خدا ( ص ) چون او را بديد پرسيد چه شده ؟ جوان جريان را گفت پس جبرئيل نازل شد و اين آيه را آورد : * ( « قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ إِنَّ اللَّه خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ » ) * « 1 » . مؤلف : نظير اين روايت را الدر المنثور از ابن مردويه ، از على بن ابى طالب ( ع ) روايت كرده ، و ظاهر آن اين است كه مراد از امر به چشمپوشى در آيه شريفه ، نهى از مطلق نگاه به زن اجنبى است ، هم چنان كه ظاهر بعضى از روايات سابق اين است كه آيه شريفه نهى از نگاه به خصوص فرج غير است « 2 » . و در آن كتاب ( كافى ) به سند خود از مروك بن عبيد ، از بعضى از اصحاب اماميه از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه گفت : به وى عرض كردم : زنى كه به انسان محرم نيست چه مقدار نگاه به او حلال است ؟ فرمود : صورت و كف دو دست ، و دو قدمها « 3 » . مؤلف : اين روايت را صدوق در خصال از بعضى از اصحاب ما اماميه از آن جناب آورده ، و عبارت روايت او چنين است . « صورت و دو كف و دو قدم » « 4 » . و در قرب الاسناد حميرى از على بن جعفر از برادرش موسى بن جعفر ( ع ) نقل كرده كه به آن جناب عرضه داشتم : براى مرد چه مقدار جايز است كه به زن غير محرم نگاه كند ؟ فرمود : صورت و كف دست و محل سوار ( دستبند ) « 5 » . و در كافى به سند خود از عباد بن صهيب روايت كرده كه گفت . از امام صادق ( ع ) شنيدم مىفرمود : نظر كردن به سر اهل تهامه ، و اعراب باديه و همچنين اهل سواد و علوج ( كفار ) عيبى ندارد ، چون اگر ايشان را نهى كنى منتهى نمىشوند . و نيز فرمود : زن ديوانه و كم عقل ، كه نگاه كردن به موى او و به بدنش عيبى ندارد ،

--> ( 1 ) كافى ، ج 5 ، ص 521 ، ح 5 . ( 2 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 40 . ( 3 ) كافى ، ج 5 ، ص 521 ، ح 2 . ( 4 ) الخصال ، ص 302 ، ح 78 . ( 5 ) قرب الاسناد ، ص 102 .