السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

137

تفسير الميزان ( فارسي )

خواهند داشت . و آن رزق كريم همان حيات طيب در دنيا و آخرت ، و اجر نيكوى آخرت است ، كه در آيه « مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّه حَياةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ » « 1 » بدان نويد داده است . و مراد از خبيث در خبيثين و خبيثات كه غير از مؤمنين هستند اين است كه حالتى پليد دارند ، و به خاطر كفر وضعى ناخوشايند به خود مىگيرند . و اگر زنان خبيث را به مردان خبيث ، و مردان خبيث را به زنان خبيث اختصاص داده ، به خاطر هم جنسى و هم سنخى است ، و در نتيجه اين گونه افراد از تلبس به فحشاء مبراء نيستند ، - البته صرف اين اختصاص ، حكم به تلبس و اتصاف نيست - . پس از آنچه گذشت چند نكته روشن گرديد : اول اينكه : آيه شريفه از نظر لفظ عام است و مؤمنين را براى هميشه به پاكى توصيف مىكند ، هر چند كه سبب نزولش موردى خاص باشد . دوم اينكه : دلالت دارد بر اينكه مؤمنين شرعا محكوم به براءتند از آنچه كه به ايشان نسبت بدهند و اقامه بينه نكنند . سوم اينكه : دلالت دارد بر اينكه مؤمنين همه محكوم به مغفرت و رزق كريمند . و همه اينها البته حكم ظاهرى است ، ظاهر حال مؤمنين چنين ، و ظاهر حال كفار بر خلاف اين است ، چون مؤمنين نزد خدا محترمند . بحث روايتى در الدر المنثور است كه عبد الرزاق ، احمد ، بخارى ، عبد بن حميد ، مسلم ، ابن جرير ، ابن منذر ، ابن ابى حاتم ، ابن مردويه و بيهقى ( در كتاب شعب ) همگى از عايشه روايت كرده‌اند كه گفت : رسول خدا ( ص ) همواره وقتى مىخواست به سفرى برود در ميان همسرانش قرعه مىانداخت ، و قرعه به نام هر كس بيرون مىشد او را با خود به سفر مىبرد . در سفرى در ميان ما قرعه انداخت ، قرعه به نام من در آمد . و من با رسول خدا ( ص ) به سفر رفتم ، و سفر سفر جنگ بود . و اين در هنگامى بود كه دستور حجاب نازل شده

--> ( 1 ) هر كه از زن و مرد عمل صالح كند در حالى كه مؤمن باشد ، ما ايشان را به حياتى طيب زنده نموده ، اجرشان را بهتر از آنچه مىكردند مىدهيم . سوره نحل ، آيه 97 .