السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

103

تفسير الميزان ( فارسي )

خود كرده ، و عمل مىكردند ، و شما ايشان را مسخره مىكرديد ، و به آنان مىخنديديد ، تا آنجا كه عمل را رها كرده ، و آن را با سخريه اهل عمل عوض كرديد ، تا امروز رسيد ، كه روز جزا است ، و ديگر عمل ممكن نيست ، در نتيجه آنان با رسيدن به پاداش عمل خود رستگار شدند ، و شما تهى دست مانديد ، و چون خود را تهى دست يافتيد ، در تلاش بر آمديد كه براى خود كارى كنيد و حال آنكه امروز روز كار و عمل نيست ، تنها روز جزا است . * ( « قالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ » ) * اين از جمله پرسشهايى است كه خدا در قيامت از مردم مىكند ، كه مدت درنگ شما در زمين چقدر بود ؟ و اين پرسش در چند جا از كلام مجيدش آمده و منظور از آن پرسش از مدت درنگ در قبور است ، هم چنان كه آيه « وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ ما لَبِثُوا غَيْرَ ساعَةٍ » « 1 » و آيه « كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ ما يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا ساعَةً مِنْ نَهارٍ » « 2 » و غير از اين دو از آيات ديگر بر آن دلالت دارد پس ديگر نبايد به گفتار بعضى « 3 » از مفسرين اعتنا كرد كه گفته‌اند : مراد از درنگ درنگ در دنيا است ، و همچنين احتمال بعضى « 4 » ديگر كه گفته‌اند ممكن است مجموع مكث در دنيا و برزخ باشد . * ( « قالُوا لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَسْئَلِ الْعادِّينَ » ) * ظاهر سياق اين است كه مراد از « روز » يك روز از روزهاى معمولى دنيا باشد . و اگر درنگ در برزخ را معادل بعضى از يك روز از روزهاى دنيا كردند ، از اين باب است كه خواسته‌اند عمر آن را در مقايسه با زندگى ابدى قيامت كه آن روز بر ايشان مشهود مىشود ، اندك بشمارند . مؤيد اين معنا تعبيرى است كه در جاى ديگر قرآن آمده كه از عمر برزخ به ساعت و در بعضى جاها به شامى از يك روز ، و يا به ظهرى از آن تعبير كردند . و اينكه گفتند : * ( « فَسْئَلِ الْعادِّينَ » ) * معنايش اين است كه : ما خوب نمىتوانيم بشماريم ، از كسانى بپرس كه مىتوانند بشمارند ، كه بعضى « 5 » از مفسرين آنان را به ملائكه

--> ( 1 ) و روزى كه قيامت به پا مىخيزد مجرمين سوگند مىخورند كه غير از ساعتى درنگ نكردند . سوره روم ، آيه 55 . ( 2 ) تو گويى ايشان روزى كه مىبينند آنچه را كه وعده داده شدند ، بيش از ساعتى از روز درنگ نداشتند . سوره احقاف ، آيه 35 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 121 به نقل از حسن . ( 4 ) منهج الصادقين ، ج 6 ، ص 261 . ( 5 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 121 به نقل از مجاهد .