السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

104

تفسير الميزان ( فارسي )

تفسير كرده‌اند ، كه شمارشگر ايامند ، و بعيد هم نيست كه چنين باشد . * ( « قالَ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا لَوْ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ » ) * گوينده اين جمله خداى سبحان است و در اين جمله نظريه كفار كه عمر برزخ را اندك شمردند تصديق شده و زمينه براى جمله آخر آيه فراهم شده كه مىفرمايد : اى كاش مىدانستيد . و معناى آن اين است كه خداى تعالى فرمود : مطلب همين است كه شما گفتيد ، مدت مكث شما در برزخ اندك بود ، ولى اى كاش در دنيا هم اين معنا را مىدانستيد كه مكث شما در قبور چقدر اندك است و پس از آن مكث اندك ، از قبرها بيرون مىشويد ، و در نتيجه منكر بعث نمىشديد تا به چنين عذابى جاودانه دچار گرديد و البته آرزو در كلام خداى تعالى و همچنين رجاء و اميد راجع به مخاطب و يا راجع به مقام است نه راجع به خود خدا ، ( چون آرزو و اميد در ذات بارى تعالى معنا ندارد ) . بعضى « 1 » از مفسرين كلمه « لو » را در آيه شريفه شرطيه و جمله را فعل شرط گرفته و جزاء آن را محذوف دانسته ، و آن گاه در تصحيح اين فرضيه دست و پايى كرده كه ذوق سليم به هيچ وجه آن را نمىپسندد و اصولا شرطيه بودن كلمه مذكور ، از سياق آيه بعيد است كه بعدش براى خواننده روشن است ، و از آن بعيدتر اين است كه كلمه مذكور را « لو » وصليه بگيريم ، چون « لو » وصليه هيچ وقت بدون واو عطف استعمال نمىشود . * ( « أفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً ) * . . . * ( رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ » ) * بعد از آنكه احوال بعد از مرگ و سپس مكث در برزخ ، و در آخر مساله قيامت را با حساب و جزايى كه در آن است براى كفار بيان كرد ، در اين جمله ايشان را توبيخ مىكند كه خيال مىكردند مبعوث نمىشوند ، چون اين پندار خود جرأتى است بر خداى تعالى ، و نسبت عبث به او دادن است ، و بعد از اين توبيخ به برهان مساله بعث اشاره نموده و مىفرمايد : « أفحسبتم . . . » ، و حاصل اين برهان اين است كه وقتى مطلب از اين قرار بود كه گفتيم : هنگام مشاهده مرگ ، و بعد از آن مشاهده برزخ ، و در آخر مشاهده بعث و حساب و جزا دچار حسرت مىشويد ، آيا باز هم خيال مىكنيد كه ما شما را بيهوده آفريديم ، كه زنده شويد و بميريد و بس ، ديگر نه هدفى از خلقت شما داشته باشيم ، و نه اثرى از شما باقى بماند ، و ديگر شما به ما بر نمىگرديد ؟ ! .

--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 18 ، ص 70 .