السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

33

تفسير الميزان ( فارسي )

« وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّه . . . وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً » سپس فرمود : آرى ممكن است خداوند حكمت را در حال كودكى به كسى بدهد ، هم چنان كه ممكن است در حال چهل سالگى بدهد « 1 » . مؤلف : اينكه در اين روايت حكم به حكمت تفسير شده مؤيد بيان سابق ما است . و در الدر المنثور است كه عبد الرزاق و احمد در كتاب زهد و عبد بن حميد و ابن منذر و ابن ابى حاتم همگى از قتاده روايت كرده‌اند كه در تفسير جمله : « وَلَمْ يَكُنْ جَبَّاراً عَصِيًّا » گفت سعيد بن مسيب مىگفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : هيچ كس خدا را روز قيامت ملاقات نمىكند مگر اينكه گناه دارد ، به جز يحيى بن زكريا . قتاده مىگويد حسن از رسول خدا ( ص ) روايت كرد كه فرمود : يحيى ( ع ) نه گناه كرد و نه هرگز خيال زنى را به دل خطور داد « 2 » . و در همان كتاب است كه احمد و حكيم ترمذى در كتاب نوادر الاصول و حاكم و ابن مردويه از ابن عباس روايت كرده‌اند كه گفت : رسول خدا فرمود : هيچ كس از بنى آدم نيست مگر آنكه خطا كرده و يا حد اقل تصميم بر آن را گرفته است ، مگر يحيى بن زكريا كه نه خيال آن را كرد و نه مرتكب شد « 3 » . مؤلف : اين معنا به طرق اهل سنت با الفاظ مختلف روايت شده ، و ليكن به خاطر اينكه عصمت را اختصاص به يحيى ( ع ) داده چاره اى جز اين نيست كه بگوئيم مقصود انبياء و ائمه ( ع ) بوده ، هر چند كه با ظاهر اين روايات مخالف باشد ، و اين مخالفت را به گردن راويان اين احاديث انداخته ، بگوئيم سوء تعبير از ايشان بوده ، چون راويان عادتشان بر اين بوده كه آنچه را از رسول خدا ( ص ) مىشنيده‌اند نقل به معنا مىكردند و عنايتى به حفظ الفاظ آن جناب نداشته‌اند ، و كوتاه سخن اخبار در زهد يحيى ( ع ) بسيار و بيرون از حد و شمار است ، و به طورى كه در اخبار آمده آن جناب گياه مىخورد و ليف خرما را لباس مىكرد و از خوف خدا آن قدر مىگريست كه از چشم تا منتهاى صورتش مجرايى مانند نهر درست شده بود « 4 » . و نيز از ابن عساكر از قره روايت آورده كه گفت : آسمان بر هيچ كس نگريست جز بر يحيى بن زكريا و حسين بن على ، و اين سرخى آسمان همان گريه آن است « 5 » .

--> ( 1 ) اصول كافى ، ج 1 ، ص 384 ، ح 7 . ( 2 و 3 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 261 و 262 ( 4 ) بحار الانوار ، ج 14 ، ص 167 ، ح 5 . ( 5 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 264 .