السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

15

تفسير الميزان ( فارسي )

عرض كرده : « هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً » « 1 » و از كلام او در جاى ديگر كه عرض كرده : « رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْداً » « 2 » همين است . و اگر قيد « يرثنى » را اضافه كرده مقصود اصلى وى ارث بردن نبوده بلكه خواسته است كلمه « ولى » را كه يك معنايى است عام و داراى مصاديقى مختلف تفسير كند ، چون اين گونه كلمات در يكى از معانيش متعين نمىشود مگر به وسيله قرينه ، و هم چنان كه در آيه « وَما كانَ لَهُمْ مِنْ أَوْلِياءَ يَنْصُرُونَهُمْ » « 3 » قرينه « ينصرونهم » را آورد تا ولايت را در يكى از معانيش كه همان نصرت است متعين سازد . و نيز در آيه شريفه « وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ » « 4 » قيد « يامرون . . . » را آورد تا ولايت را در يكى از معانيش كه ولايت تدبير است متعين سازد ، و همچنين موارد ديگر استعمال اين كلمه . و اگر مقصود از آوردن كلمه « يرثنى » قرينه براى تعيين كلمه ولايت در فرزند نباشد ، با اينكه مىدانيم مقصود از درخواست همان بوده ، ديگر در كلام قرينه اى كه دلالت كند بر اينكه مقصود اصلى ، درخواست فرزند است ، باقى نمىماند ، هم چنان كه بعضى از مفسرين كه آيه را به يكى از اين معانى حمل نموده به اين معنا اعتراف كرده است ، در نتيجه دعاى آن جناب به هيچ وجه دلالتى بر مطلوب اصلى نداشته و همين خود مايه سقوط كلام الهى از معناى مورد نظر است . و كوتاه سخن ، عنايت اصلى متعلق به اين است كه درخواست فرزند را افاده كند ، و مساله وراثت مالى مقصود به قصد اولى نيست بلكه قرينه اى است كه ولايت را كه داراى چند معنا است در فرزند تعيين نمايد ، البته اين معنا در جاى خود معلوم است و جمله مورد بحث هم فى نفسه بر آن دلالت دارد كه اگر وى فرزنددار بشود مالش را هم ارث مىبرد ، ولى اين دعا و همچنين جمله * ( « وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي » ) * كه حالش حال * ( « وَلِيًّا يَرِثُنِي » ) * است هيچ دلالتى ندارد بر اينكه زكريا دلبستگى به دنياى فانى و زخارف زندگى آن كه متاع غرور است داشته است . و قضيه درخواست فرزند منافاتى با قداست نفس انبياء ندارد ، زيرا علاقه به فرزند از

--> ( 1 ) سوره آل عمران ، آيه 38 . ( 2 ) سوره انبياء ، آيه 89 . ( 3 ) سوره شورى ، آيه 46 . ( 4 ) سوره توبه ، آيه 71 .