السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

74

تفسير الميزان ( فارسي )

انسان بدون داشتن آنها امكان دارد ، ولى با قطع شدن گردن ، كسى زنده نمىماند ، چون گردن است كه سر را به سينه وصل مىكند ، و گردن عضوى است كه هر چه بر آن آويخته باشد چه زيور و چه غل اولين چيزى خواهد بود كه در مواجهه به چشم بيننده مىخورد . و بنا بر اين مقصود از جمله * ( « وَكُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناه طائِرَه فِي عُنُقِه » ) * اين خواهد بود كه خواست خدا بر اين مطلب استوار است كه آن چيزى كه سعادت و شقاوت را به دنبال خود براى آدمى خواهد آورد همواره در گردن او باشد ، و اين خداست كه سرنوشت آدمى را چنين لازم لا ينفك او كرده است ، و اين سرنوشت همان عمل آدمى است ، چون خداى تعالى مىفرمايد : « وَأَنْ لَيْسَ لِلإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى وَأَنَّ سَعْيَه سَوْفَ يُرى ثُمَّ يُجْزاه الْجَزاءَ الأَوْفى » « 1 » . پس آن طائر و آينده اى كه خداوند لازم لا ينفك آدمى كرده همان عمل اوست ، و معناى الزام كردن آن اينست كه خداوند چنين مقرر فرموده است كه هر عملى قائم به عاملش بوده و خير و شر آن ، به خود او برگردد ، نه آنكه او را رها كرده به غير او گلاويز شود . و از آيه : « وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ - تا آيه - إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ » « 2 » استفاده مىشود كه خداوند چنين مقرر فرموده است كه عاقبت خير ، با داشتن ايمان و تقوى محقق مىشود ، و عاقبت بد در پيروى از كفر و معصيت است . و لازمه اين قضاء اين است كه در عمل هر انسانى شواهدى باشد كه به طور قطع و بدون خطا و اشتباه عاقبت او را تعيين و مشخص كند ، چون گفتيم كه چنين مقرر شده كه هر عملى به صاحبش برگردد ، و هر كسى جز عملش سرمايه ديگرى نداشته باشد و سرانجام كار « اطاعت » به بهشت و كار « گناه » به آتش بيانجامد . در اين بيان ، روشن مىشود كه آيه شريفه سعادت و شقاوت را اگر بطور لزوم و حتم براى انسان اثبات مىكند از راه اعمال نيك و بدش مىباشد كه خود به اختيار خويش كسب كرده است نه اينكه بخواهد بگويد لزوم يكى از اين دو جبرى است و عمل افراد هيچگونه اثرى در سعادت و شقاوت آنان ندارد ، خلاصه اينكه معناى آيه شريفه آن طور نيست كه بعضى « 3 » خيال كرده‌اند كه آيه شريفه سعادت و شقاوت هر كس را اثر قضاء حتمى و ازلى دانسته ، چه اينكه عملى انجام دهد و يا ندهد ، و چه اطاعت كند يا معصيت نمايد .

--> ( 1 ) و اينكه آدمى آينده اى جز كرده هاى خويش ندارد ، و اينكه به زودى كرده هاى خود را مىبيند ، سپس پاداش و كيفر آن را به سنگ تمامترى مىچشد . سوره نجم ، آيه 41 . ( 2 ) سوره حجر ، آيه 45 . ( 3 ) تفسير ابو الفتوح رازى ، ج 7 ، ص 215 .