السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

524

تفسير الميزان ( فارسي )

آن باشد اسم نبرده‌اند . و نيز اقوامى به نام ياجوج و ماجوج و سدى كه منسوب به ذو القرنين باشد نام نبرده‌اند . بله به بعضى از پادشاهان حمير از اهل يمن اشعارى نسبت داده‌اند كه به عنوان مباهات نسبت خود را ذكر كرده و يكى از پدران خود را كه سمت پادشاهى « تبع » داشته را به نام ذو القرنين اسم برده و در سروده هايش اين را نيز سروده كه او به مغرب و مشرق عالم سفر كرد و سد ياجوج و ماجوج را بنا نمود ، كه به زودى در فصول آينده مقدارى از آن اشعار به نظر خواننده خواهد رسيد - ان شاء اللَّه . و نيز ذكر ياجوج و ماجوج در مواضعى از كتب عهد عتيق آمده . از آن جمله در اصحاح دهم از سفر تكوين تورات : « اينان فرزندان دودمان نوحاند : سام و حام و يافث كه بعد از طوفان براى هر يك فرزندانى شد ، فرزندان يافث عبارت بودند از جومر و ماجوج و ماداى و باوان و نوبال و ماشك و نبراس » . و در كتاب حزقيال اصحاح سى و هشتم آمده : « خطاب كلام رب به من شد كه مىگفت : اى فرزند آدم روى خود متوجه جوج سرزمين ماجوج رئيس روش ماشك و نوبال ، كن ، و نبوت خود را اعلام بدار و بگو آقا و سيد و رب اين چنين گفته : اى جوج رئيس روش ماشك و نوبال ، عليه تو برخاستم ، تو را برمىگردانم و دهنه هايى در دو فك تو مىكنم ، و تو و همه لشگرت را چه پياده و چه سواره بيرون مىسازم ، در حالى كه همه آنان فاخرترين لباس بر تن داشته باشند ، و جماعتى عظيم و با سپر باشند همه شان شمشيرها به دست داشته باشند ، فارس و كوش و فوط با ايشان باشد كه همه با سپر و كلاهخود باشند ، و جومر و همه لشگرش و خانواده نوجرمه از اواخر شمال با همه لشگرش شعبه هاى كثيرى با تو باشند » . مىگويد : « به همين جهت اى پسر آدم بايد ادعاى پيغمبرى كنى و به جوج بگويى سيد رب امروز در نزديكى سكناى شعب اسرائيل در حالى كه در امن هستند چنين گفته : آيا نمىدانى و از محلت از بالاى شمال مىآيى » . و در اصحاح سى و نهم داستان سابق را دنبال نموده مىگويد : « و تو اى پسر آدم براى جوج ادعاى پيغمبرى كن و بگو سيد رب اينچنين گفته : اينك من عليه توام اى جوج اى رئيس روش ماشك و نوبال و اردك و اقودك ، و تو را از بالاهاى شمال بالا مىبرم ، و به كوه هاى اسرائيل مىآورم ، و كمانت را از دست چپت و تيرهايت را از دست راستت مىزنم ، كه بر كوه هاى اسرائيل بيفتى ، و همه لشگريان و شعوبى كه با تو هستند بيفتند ، آيا مىخواهى خوراك مرغان كاشر از هر نوع و وحشىهاى بيابان شوى ؟ بر روى زمين بيفتى ؟ چون من به كلام سيد رب سخن گفتم ، و آتشى بر ماجوج و بر ساكنين در جزائر ايمن مىفرستم ، آن وقت