السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
525
تفسير الميزان ( فارسي )
است كه مىدانند منم رب . . . » . و در خواب يوحنا در اصحاح بيستم مىگويد : « فرشته اى ديدم كه از آسمان نازل مىشد و با او است كليد جهنم و سلسله و زنجير بزرگى بر دست دارد ، پس مىگيرد اژدهاى زنده قديمى را كه همان ابليس و شيطان باشد ، و او را هزار سال زنجير مىكند ، و به جهنمش مىاندازد و درب جهنم را به رويش بسته قفل مىكند ، تا ديگر امتهاى بعدى را گمراه نكند ، و بعد از تمام شدن هزار سال البته بايد آزاد شود ، و مدت اندكى رها گردد » . آن گاه مىگويد : « پس وقتى هزار سال تمام شد شيطان از زندانش آزاد گشته بيرون مىشود ، تا امتها را كه در چهار گوشه زمينند جوج و ماجوج همه را براى جنگ جمع كند در حالى كه عددشان مانند ريگ دريا باشد ، پس بر پهناى گيتى سوار شوند و لشگرگاه قديسين را احاطه كنند و نيز مدينه محبوبه را محاصره نمايند ، آن وقت آتشى از ناحيه خدا از آسمان نازل شود و همه شان را بخورد ، و ابليس هم كه گمراهشان مىكرد در درياچه آتش و كبريت بيفتد ، و با وحشى و پيغمبر دروغگو بباشد ، و به زودى شب و روز عذاب شود تا ابد الآبدين » . از اين قسمت كه نقل شده استفاده مىشود كه « ماجوج » و يا « جوج و ماجوج » امتى و يا امتهايى عظيم بودهاند ، و در قسمتهاى بالاى شمال آسيا از آبادىهاى آن روز زمين مىزيستهاند ، و مردمانى جنگجو و معروف به جنگ و غارت بودهاند . اينجاست كه ذهن آدمى حدس قريبى مىزند ، و آن اين است كه ذو القرنين يكى از ملوك بزرگ باشد كه راه را بر اين امتهاى مفسد در زمين سد كرده است ، و حتما بايد سدى كه او زده فاصل ميان دو منطقه شمالى و جنوبى آسيا باشد ، مانند ديوار چين و يا سد باب الأبواب و يا سد داريال و يا غير آنها . تاريخ امم آن روز جهان هم اتفاق دارد بر اينكه ناحيه شمال شرقى از آسيا كه ناحيه احداب و بلنديهاى شمال چين باشد موطن و محل زندگى امتى بسيار بزرگ و وحشى بوده امتى كه مدام رو به زيادى نهاده جمعيتشان فشرده تر مىشد ، و اين امت همواره بر امتهاى مجاور خود مانند چين حمله مىبردند ، و چه بسا در همانجا زاد و ولد كرده به سوى بلاد آسياى وسطى و خاورميانه سرازير مىشدند ، و چه بسا كه در اين كوه ها به شمال اروپا نيز رخنه مىكردند . بعضى از ايشان طوائفى بودند كه در همان سرزمينهايى كه غارت كردند سكونت نموده متوطن مىشدند ، كه اغلب سكنه اروپاى شمالى از آنهايند ، و در آنجا تمدنى به وجود آورده ، و به زراعت و صنعت مىپرداختند . و بعضى ديگر برگشته به همان غارتگرى خود ادامه مىدادند .