السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

523

تفسير الميزان ( فارسي )

عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ » ) * و * ( « قُلْنا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ » ) * و * ( « قالُوا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ » ) * به خوبى استفاده مىشود ، ( از جمله اول برمىآيد كه در عصر رسول خدا ( ص ) قبل از نزول اين قصه چنين اسمى بر سر زبانها بوده ، كه از آن جناب داستانش را پرسيده‌اند . و از دو جمله بعدى به خوبى معلوم مىشود كه اسمش همين بوده كه با آن خطابش كرده‌اند ) . خصوصيت دوم اينكه او مردى مؤمن به خدا و روز جزاء و متدين به دين حق بوده كه بنا بر نقل قرآن كريم گفته است : * ( « هذا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّي فَإِذا جاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَه دَكَّاءَ وَكانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا » ) * و نيز گفته : * ( « أَمَّا مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُه ثُمَّ يُرَدُّ إِلى رَبِّه فَيُعَذِّبُه عَذاباً نُكْراً وَأَمَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صالِحاً . . . » ) * گذشته از اينكه آيه * ( « قُلْنا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْناً » ) * كه خداوند اختيار تام به او مىدهد ، خود شاهد بر مزيد كرامت و مقام دينى او مىباشد ، و مىفهماند كه او به وحى و يا الهام و يا به وسيله پيغمبرى از پيغمبران تاييد مىشده ، و او را كمك مىكرده . خصوصيت سوم اينكه او از كسانى بوده كه خداوند خير دنيا و آخرت را برايش جمع كرده بود . اما خير دنيا ، براى اينكه سلطنتى به او داده بود كه توانست با آن به مغرب و مشرق آفتاب برود ، و هيچ چيز جلوگيرش نشود بلكه تمامى اسباب مسخر و زبون او باشند . و اما آخرت ، براى اينكه او بسط عدالت و اقامه حق در بشر نموده به صلح و عفو و رفق و كرامت نفس و گستردن خير و دفع شر در ميان بشر سلوك كرد ، كه همه اينها از آيه * ( « إِنَّا مَكَّنَّا لَه فِي الأَرْضِ وَآتَيْناه مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سَبَباً » ) * استفاده مىشود . علاوه بر آنچه كه از سياق داستان بر مىآيد كه چگونه خداوند نيروى جسمانى و روحانى به او ارزانى داشته است . جهت چهارم اينكه به جماعتى ستمكار در مغرب برخورد و آنان را عذاب نمود . جهت پنجم اينكه سدى كه بنا كرده در غير مغرب و مشرق آفتاب بوده ، چون بعد از آنكه به مشرق آفتاب رسيده پيروى سببى كرده تا به ميان دو كوه رسيده است ، و از مشخصات سد او علاوه بر اينكه گفتيم در مشرق و مغرب عالم نبوده اين است كه ميان دو كوه ساخته شده ، و اين دو كوه را كه چون دو ديوار بوده‌اند به صورت يك ديوار ممتد در آورده است . و در سدى كه ساخته پاره هاى آهن و قطر به كار رفته ، و قطعا در تنگنايى بوده كه آن تنگنا رابط ميان دو قسمت مسكونى زمين بوده است . 2 - داستان ذو القرنين و سد و ياجوج و ماجوج از نظر تاريخ قدماى از مورخين هيچ يك در اخبار خود پادشاهى را كه نامش ذو القرنين و يا شبيه به