السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

509

تفسير الميزان ( فارسي )

قراء است كه خوانده‌اند : « ا فحسب » - سين را ساكن و باء را مضموم خوانده‌اند . يعنى آيا اولياء گرفتن بندگان مرا براى خود بس است ايشان را . پس مراد از « عباد » در جمله * ( « أَنْ يَتَّخِذُوا عِبادِي مِنْ دُونِي أَوْلِياءَ » ) * هر چيزى و هر كسى است كه مورد پرستش بتپرستان قرار بگيرد ، چه ملائكه باشد و چه جن ، و چه كملين از بشر . و اما اينكه مفسرين گفته‌اند كه مراد از عباد مسيح و ملائكه و امثال ايشان از مقربين درگاه خدا است ، نه شيطانها ، چون كلمه « عباد » در اكثر موارد وقتى اضافه به ياى متكلم مىشود تشريف و احترام منظور است ، صحيح نيست زيرا اولا مقام مناسب تشريف نيست و اين ظاهر است ، و ثانيا قيد « من دونى » در كلام ، صريح در اين است كه مراد از * ( « الَّذِينَ كَفَرُوا » ) * بتپرستان هستند كه اصلا خدا را عبادت نمىكنند ، با اينكه اعتراف به الوهيت او دارند ، بلكه شركاء را كه شفعاء مىدانند عبادت مىكردند . و اما اهل كتاب مثلا نصارى در عين اينكه مسيح را ولى خود گرفتند ولايت خداى را انكار نكردند ، بلكه دو قسم ولايت اثبات مىكردند و آن گاه هر دو را يكى مىشمردند - دقت بفرمائيد . پس حق اين است كه جمله « عبادى » شامل مسيح و مانند او نمىشود ، بلكه تنها شامل آلهه بتپرستان مىشود و مراد از جمله * ( « الَّذِينَ كَفَرُوا » ) * تنها وثنىها هستند . * ( « إِنَّا أَعْتَدْنا جَهَنَّمَ لِلْكافِرِينَ نُزُلًا » ) * - يعنى جهنم را آماده كرده‌ايم تا براى كفار در همان ابتداى ورودشان به قيامت وسيله پذيرائيشان باشد . تشبيه كرده خداوند خانه آخرت را به خانه اى كه ميهمان وارد آن مىشود و تشبيه كرده جهنم را به « نزل » يعنى چيزى كه ميهمان در اول ورودش با آن پذيرايى مىشود . و با در نظر گرفتن اينكه بعد از دو آيه مىفرمايد « اينان در قيامت توقف و مكثى ندارند » فهميده مىشود كه اين تشبيه چقدر تشبيه لطيفى است . گويا كفار غير از ورود به جهنم ، ديگر كارى ندارند ، و معلوم است كه در اين آيه چه تحكم و توبيخى از ايشان شده و كانه اين تحكم را در مقابل تحكمى كه از آنان در دنيا نقل كرده و فرموده : « وَاتَّخَذُوا آياتِي وَرُسُلِي هُزُواً » قرار داده . بحث روايتى در تفسير قمى مىگويد : بعد از آنكه رسول خدا ( ص ) مردم را از