السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
49
تفسير الميزان ( فارسي )
مىآيد كه مردم امروز ، همه ذريه پسرى و دخترى نوح مىباشند ، و اگر تنها ذريه پسرى او بودند و مقصود از جمله « آنها كه در كشتى با نوح سوار كرديم » پسران نوح باشند بهتر و بلكه متعين اين بود كه گفته باشد ذريه نوح ، و اين خود روشن است . مفسرين در اعراب آيه ، وجوه بسيار ديگرى دارند ، از جمله گفتهاند « 1 » : كلمه « ذرية » منصوب به ندايى است كه حذف شده ، و تقدير آن چنين بوده « اى ذريه كسانى كه با نوح بر كشتى نشانديم » و يا گفتهاند « 2 » مفعول اول جمله : « تتخذوا » است و مفعول دوم آن كلمه : « وكيلا » است و تقدير كلام اين است كه : « به جاى من كس ديگرى را - هر كه باشد - از ذريه كسانى كه با نوح در كشتيشان نشانديم وكيل مگيريد » و يا گفتهاند « 3 » بدل است از كلمه موسى كه در آيه قبلى بود ولى سخافت هيچيك از اين وجوه بر خواننده پوشيده نيست . وجه زير نيز از نظر سخافت دست كمى از وجوه مذكور ندارد ، و آن اين است كه گفتهاند « 4 » : ضمير در « انه » به موسى برمىگردد نه به نوح ! و جمله ، تعليل فرستادن كتاب به موسى و آن را هدايت بنى اسرائيل قرار دادن است البته در صورتى كه ضمير « هاء » در * ( « وَجَعَلْناه » ) * را به موسى برگردانيم نه به كتاب . * ( « وَقَضَيْنا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيراً » ) * . راغب در مفردات در معناى « قضاء » گفته است كه به معناى فيصله دادن به امرى است ، چه با گفتار باشد و چه با عمل و هر كدام بر دو وجه است يكى الهى و ديگرى بشرى ، از جمله قضاء الهى اين است كه فرموده : « وَقَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاه » . خدا دستور داده كه جز او را نپرستيد : و نيز در همين معنا است كه فرموده : * ( « وَقَضَيْنا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ » ) * يعنى ما اعلام كرديم و حكم را فيصله يافته كرديم و به ايشان به وسيله وحى چنين اعلام نموديم كه . . . و بر همين معنا حمل مىشود آيه : « وَقَضَيْنا إِلَيْه ذلِكَ الأَمْرَ أَنَّ دابِرَ هؤُلاءِ مَقْطُوعٌ » اين امر را به وى حكم كرديم كه نسل اينان مقطوع خواهد بود . و اما قضاء فعلى و عملى الهى اين است كه مىفرمايد : « وَاللَّه يَقْضِي بِالْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِه لا يَقْضُونَ بِشَيْءٍ - تنها خداست كه به حق حكم مىكند و غير او آنچه را به
--> ( 1 ) تفسير فخر رازى ، ج 20 ، ص 154 به نقل از مجاهد . ( 2 ) تفسير فخر رازى ، ج 20 ، ص 154 . ( 3 ) روح المعانى ، ج 16 ، ص 15 به نقل از ابو البقاء . ( 4 ) روح المعانى ، ج 15 ، ص 16 .