السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

467

تفسير الميزان ( فارسي )

ترجمه آيات و ( ياد كن ) چون موسى به شاگرد خويش گفت : آرام نگيرم تا به مجمع دو دريا برسم ، يا مدتى دراز بسربرم ( 60 ) . و همين كه به جمع ميان دو دريا رسيدند ماهيشان را از ياد بردند ، و آن ماهى راه خود را به طرف دريا پيش گرفت ( 61 ) . و چون بگذشتند به شاگردش گفت : غذايمان را پيشمان بيار كه از اين سفرمان خستگى بسيار ديديم ( 62 ) . گفت خبر دارى كه وقتى به آن سنگ پناه برديم من ماهى را از ياد بردم و جز شيطان مرا به فراموش كردن آن وا نداشت ، كه يادش نكردم و راه عجيب خود را پيش گرفت ( 63 ) . گفت اين همان است كه مىجستيم ، و با پىجويى نشانه قدمهاى خويش بازگشتند ( 64 ) . پس بنده اى از بندگان ما را يافتند كه از جانب خويش رحمتى به دو داده بوديم و از نزد خويش دانشى به او آموخته بوديم ( 65 ) . موسى به دو گفت : آيا تو را پيروى كنم كه به من از آنچه آموخته اى كمالى بياموزى ( 66 ) . گفت تو به همراهى من هرگز شكيبايى نتوانى كرد ( 67 ) . چگونه در مورد چيزهايى كه از راز آن واقف نيستى شكيبايى مىكنى ( 68 ) . گفت : اگر خدا خواهد مرا شكيبا خواهى يافت و در هيچ باب نافرمانى تو نمىكنم ( 69 ) . گفت : اگر به دنبال من آمدى چيزى از من مپرس تا در باره آن مطلبى با تو بگويم ( 70 ) . پس برفتند و چون به كشتى سوار شدند آن را سوراخ كرد ، گفت : آن را سوراخ كردى تا مردمش را